یافتن پست: #بی

elahe
elahe
یادت باشه دیگر یادت نیستم گاهی دست ” خـــودم ” را می گیرم… می برم هوا خوری… ” یــاد ” تو هم که همه جا با من است… ” تنهایی ” هم که پا به پایم میدود… میبینی…؟ وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است…{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:37
+2
مهسا
مهسا
دنیای غریبی است ! به یکی که دست میدهی میدانی که دیر یا زود از دستش میدهی ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:36
+3
مهسا
مهسا
ترا به خدا سپردم خودم را به دلتنگی هام خدا خودش می داند چطور مواظب تو باشد دلتنگی هام هم خوب بلدند چطور ترا هی به یاد من بیاورند!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:35
+3
رضا
رضا
چراغها را خاموش کنید می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛ بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم از من نگیر این لحظه های دلخوشی را نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 21:05
+3
رضا
رضا
از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست مهمان عزیزی که پی دیدن رویش همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش آی بیخبر آخر چه نشستی خبر اینجاست ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام برخیز که باز آن بت بیداد گر اینجاست آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود بازآمده چون فتنه دور قمر اینجاست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 20:27
+3
رضا
رضا
از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست مهمان عزیزی که پی دیدن رویش همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش آی بیخبر آخر چه نشستی خبر اینجاست ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام برخیز که باز آن بت بیداد گر اینجاست آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود بازآمده چون فتنه دور قمر اینجاست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 20:27
+2
رضا
رضا
او خالی از هر نقش، از هر رنگ
من خالی از هر شوق، بس دلتنگ
در کنج زندان فراموشی
رنجیده از یاران بس دلسنگ
جولان تنهایی در روحمان،از چهره ی مأیوسمان پیداست
"بوم سفیدم" مثل من تنهاست
گرچه وجودش ،تاروپودش، پارچه ست اما...
میدانم او هم مثل من لبریز از احساس
بی انتها تنهاست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 19:49
+2
sasan pool
sasan pool
طرف زنگ زده میگه میتونم با شما آشنا بشم؟میگم نه .بعد میگه زن داری؟میگم نه از ازدواج و این حرفها بدم آمده.میگه شغلت چیه حساس ؟میگم آره بابا استاندار قزوین هست من هم زیر مجموعه اون هستم.میگه نمیب خوای با من دوست بشی؟میگم نه.میگه من پولدارم بابا آزرا داره.گفتم نمی خوام.بعد میگه من عاشق صدات شدم.انگار صدای آلن دلون شنیده.بعد میگه عزیزم من یک خواهشی داشتم.من از خونه نمیتونم بیرم بیرون برای من یک شارژ 10 هزار تومنی بفرس.خانوم پولدار ما رو نگاه کن.{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 18:24
+1
مهسا
مهسا
شکستن دل به شکستن استخوان دنده می ماند از بیرون همه چیز روبه راه است اما.. هر نفس درد است که می کشی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:44
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ