یافتن پست: #بی

ronak
ronak
صغری خانوم و بقیه خانوم های محله منتظرن تا "علی" توله سگ ممد آقا سبزی ها را از مغازه بیاره و مراسم سبزی پاک کردن و غیبت شروع بشه :دی
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:33
+5
zahra
zahra
کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟ پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:33
+4
shahin ES
shahin ES
زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد! زن با نا باوری از خانه ...خارج شد، زیبا و زیبنده! غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟ مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:14
+5
ronak
ronak
بعله !! باید هم به دوربین مجهز باشه :)))
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:11
+3
ronak
ronak
in yani chi?{-28-}
23 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:56
+11
amir taha
amir taha
ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد و بدست آوردن بی توجهی یک فرد !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:20
+3
amir taha
amir taha
دوستش یه پسر سه کیلویی زائیده، 4 میلیون و 500 هزار تومن پول بیمارستان داده یعنی دقیقاً کیلویی یک و نیم میلیون واسش در اومده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:13
+1
amir taha
amir taha
اگه 9/9/90 ازدواج کنم نهمین سالگرد ازدواجمون میشه 9/9/99 .... انجمن خلاقان بیکار
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:12
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ