یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از بچه های دوره دبیرستان رو دو دانشگاه دیدم
داشتیم گپ میزدیم م دوتا پسر ک خیلی ازشون بدم میومد از در دانشگاه اومدن بیرون
گفتم اه باز این عن اومد
دوستم برگشت گفت این داداشمه سریع گفتم نه اون یکی! گفت اونم شوهرمه!!!!!!!!!
از اونی ک روز ازل شانس زو پخش کرده متشکرم شخصا:))
دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 13:24
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اون جوان ٣۴ساله اهل آستارا که 10 تا فرزند داره و 5 تا نوه

باید یه تست DNA ازش بگیرن تا مطمئن بشن آدمه

چون بیشتر بهش میخوره از نژاد هَمِستر باشه ..!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 13:16
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه ، ازش یه غول اومد بیرون ...
.
.
..
.
.
بهم گفت آرزو کن ,
گفتم یه خونه میخوام ,

گفت خو نکبت من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم!!؟؟
دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 13:15
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نیسان گاویه وسط بزرگراه بصورت عمودی ماشینو زده پیچیده جلو همه

پشتش نوشته "چه باک که بیمه ی عباس است"‬
دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 13:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﮐﻪ ﭘﺮﺍﯾﺪ ۷ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺗﺎ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﺭﻭ ﺻﻨﺪﻟﯽ
ﺭﻭﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺷﺘﻦ!
ﺣﺎﻟﺎ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﯿﺴﺖ ﺗﻮﻣﻦ ﺣﺘﻤﺎ" ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺮﺍﺵ ﺩﺭﻧﻈﺮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﮐﻪ
ﺧﺪﺍﯼ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻧﺸﻪ!:|
دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 13:04
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره نوشته:
"ارتفاع چشم من انقد زیاده که وقتی از چشمم بیوفتی مرگت حتمی است . آن زمان میفهمی من کی هستم ..."
منم زیرش نوشتم من فهمیدم! تو زرافه ای ، زرافه!!!
خداییش حدسم اشتباه بوده ؟
اگه نه پس چرا بلاکم کرد؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 13:02
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ببخشید یه سوال
پدر مادر شمام فکر می کنن هد ف از آفرینش شما از بین بردن خونه و زندگی و هدر داد یک عمر تلاش اونهاست ؟؟
آیا گمان می کنند شما آمده اید تا همه چیز را خراب کنید؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 12:59
+4
mary jun
mary jun
اگ کلاس جای خوابیدن نیست
پس خونه هم جای درس خوندن نیست.
2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 12:30
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥









دختره به گدای سرکوچه غذا داده

امروز که از کنارش رد میشده گدا صداش کرده

یه کتاب بهش داده به اسم ” چگونه آشپز خوبی شویم ”



دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 12:25
+6
mary jun
mary jun
از من نرنج . . . . . . . 

ن مغرورم ن بی احساس

فقط خسته ام . . . 
خسته از اعتماد بیجا . . 

کاش انسان ها در تمام حالت

همدیگر را  "  درک   "   میکردند   ن   "   ترک   "
دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 12:08
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ