یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دوست خوب مثل لواشک میمونه.



یادشم که میکنی دهنت آب میوفته!



بیادتم لواشک

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:45
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:33
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وااااااااااای،، تجریش شباش خیییییلی سررررردددده... دیشب از سسسسرررررمااا خخخخوووابببم نننبببرد...

اللللاااننن فففهههمممیدیدددد که خخخوونه ی ممااا تتجریشههه یاا بببیشششتر تتتوضضصییححح ببددم؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:27
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

جای من خالیست

من کجا گم کرده ام آهنگ باران را؟...

من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟....

می شود برگشت...

می شود برگشت و د ر خود جست وجویی داشت

در کجای کودک ده ساله در دلواپسی گم شد

در کجا دست من و سیمان گره خورده اند

می شود برگشت...

تا دبستان راه کوتاهیست

می شود از رد باران رفت

می شود با سادگی آمیخت

می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد

می شود کیفی فراهم کرد

دفتری را می شود پر کرد از آئینه و خورشید

در کتابی می شود روئیدن را تماشا کرد

من بهار دیگری را دوست می دارم

جای من خالیست

جای من در میز سوم در کنار پنجره خالیست

جای من در درس نقاشی

جای من در جمع کوکب ها

جای من در چشم های دفتر خورشید

جای من در لحظه های ناب

جای من در نمره های بیست

جای من در زندگی خالیست

می شود برگشت...

اشتیاق چشم هایم را تماشا کن



می شود در سردی سر شاخه های باغ جشن رویش بیافروزیم

دوستی را می شود پرسید

چشم ها را می شود آموخت

مهربانی کودکی تنهاست

مهربانی را بیاموزیم...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

کاش می‌دیدم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

می‌تابانی



بال مژگان بلندت را

می‌خوابانی

آه وقتی که توچشمانت

آن جام لبالب از جان‌دارو را

سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی

موج موسیقی عشق

از دلم می‌گذرد

روح گل‌رنگ شراب

در تنم می‌گردد

دست ویرانگر شوق

پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر



من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد

برگ خشکیده ایمان را

در پنجه باد

رقص شیطان خواهش را

در آتش سبز

نور پنهانی بخشش را

در چشمه مهر

اهتزاز ابدیت را می‌بینم



بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست

اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست

کاش می‌گفتی چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است



فریدون [!]

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 18:49
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
چوپونه شب عروسیش از حجله میاد بیرون داد میزنه:
خدایا با آدم چقدر حال میده... {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 18:01
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 16:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 15:59
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم هر وقت میخوام صبح زود بیدار شم درس بخونم 50 بار ساعت میذارم.بعد تا دهمی که بیدار نمیشم سر یازدهمی هم بلند میشم همه ی تایم ها رو خاموش میکنم مثل خرس میخوابم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 15:49
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ