یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.وقتـــــــــــی پسرای لیستمو میبینم که واسه آدمای دیگه لایک میکنن کامنت میزارن اصن ی وضعی میشم:|
حس میکنم دارن بهم خیانت میکنن<img src=(" title=":((" />نکنین لامصــــــبا شما فقط مال منین:D:D.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:41
+6
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
مورد داشتیم که رو کلیپسش "اِل اِن بی" نصب کرده هارتبرد رو با کیفیت "اچ دی" گرفته!!:d
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:37
+8
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:35
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:34
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
حرف هايم درد دارند يا درد هايم حرف ؟

میدانید...


هر کسی در زندگی رسالتی دارد


و من حس می کنم


رسالتم هرگز نوشتن نبوده است!


در این روز ها که واژگانم را دزدیده اند و دهانم را بسته اند


قلم بر دست میگیرم


کاغذ هایم را می چینم رو به رویم


ساعت ها به انها خیره میشوم


بی انکه حتی واژه ای به ذهنم بیاید


کاغذ هایم را مچاله می کنم


و توی سطل زباله می اندازم !


کاغذ هایم من سپیدند !

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:33
+7
محمد
محمد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:28
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لطفا هر کی ایرادی در من میبینه بگه
.
.
.
....
.
.
.
.
.


.
تا بلاکش کنم....واالااا...
من چه ایرادی میتونم داشته باشم...
من به این خووبی

والاااااااااااااااااااااااا
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:28
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

سنگین سنگینم



از خاطرات مرده‌ای که گاه یا بی‌گاه



با جامه‌هایی شوخ می‌آیند



در می‌زنند و می‌گریزند از نگاه من.



..



دنبال او تا پارک می‌آیم



پشت ردیف ساکت شمشادها را خوب می‌گردم؛



پاییز پوشانده‌ست



روی تمام نیمکت‌ها را.



..



از پله‌های پارک بالا می‌روم



                                    سنگین



پاییز چشم انداز را



بر آخرین پله



یک‌بار دیگر قاب می‌گیرم.



..



سنگین سنگینم



وقتی که بر می‌گردم از تدفین رؤیاها؛



بر پله درگاه



در می‌گشاید خاطراتم باز


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:28
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

همچنان باران



همچنان آرامش چشمان معصومت



همچنان احساس «یک جور عجیبی دوستت دارم»



..



من پر از فریاد خاموشم



رعد و برقی در گلویم خواب می‌بیند



آستینم بندری از ابرهای نابسامان است.



..



لااقل پیغامی از دریا



لااقل احساسی از جنگل



لااقل گاهی برایم بوسه‌ای بنویس.



..



با چه تعبیری مرا مأنوس خواهی شد



با چه تفسیری ترا همسایه باید بود



واژگانم را چه احساسی بیاموزم؟



..



ماه، اهلی کرده مردم را



شهر، از هر چارسو امن است



خواب در پلک من احساس غریبی می‌کند امشب


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:26
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
و از خوشی های روزگار همین بس


که در هر ساعت از شبانه روز که دلت خواست


به کسی زنگ بزنی و او بی درنگ گوشی را بردارد


و بگوید " سلام ، جان دل " !!


که بدانی مزاحم نیستی ...


که اصلا انگار منتظر زنگ ت بود...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:14
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ