یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به بعضیام باید گفت, بهت گفتن مرد؟! تهمت زدن بهت, بیخیال!!!!!!!! شما جدی نگیر
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 15:48
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره از نیمرخ شبیه قالپاق پیکانه، استاتوس زده :درگیرم نشو رسوا نمی شوم! یکی نیست بگه برو خدارو شکر کن که عامل جنگ جهانی سوم نشدی..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 15:45
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


بابام سر ظهر اومده خونه داد میزنه میگه: شماها که هم خوابید پس این کولر واسه کی روشنه؟؟!!


دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:55
+4
korosh
korosh
خدا ما رو برای هم نمی ‏خواست / فقط می ‏خواست همو فهمیده باشیم

بدونیم نیمه ما ، مال ما نیست / فقط خواست نیمه ‏مون و دیده باشیم

تموم لحظه‏ های این تب تلخ / خدا از حسرت ما با خبر بود

خودش ما رو برای هم نمی ‏خواست / خودت دیدی دعامون بی ‏اثر بود  . . .

.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 10:59
+1
korosh
korosh

یوسف و زلیخا را بی خیال !

من

در آغوش  همین پیراهن  یادگاری

هزار سال جوان تر میشوم . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 10:55
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد
گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:36
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
چرا آزرده حالی ای پسر جان

مدام اندر خیالی ای پسر جان

بیا خوش باش و صد شکر خدا کن

که آخر کامیابی ای پسر جان

پدر گلشن چو زندانه به چشمم

گلستان آذرستانه به چشمم

بدون کام دل آن زندگانی

همه خواب پریشانه به چشمم

بوره سوته دلان گرد هم آییم

سخن با هم کنیم غم وا نماییم

ترازو آوریم غم ها بسنجیم

هر آن سوته تریم سنگین تر آییم

غم درد دل من بی حسابه

خدا داند که مرغ دل کبابه

حببا چون فدا گشتی در آن روز

نداری غم ترازومان کتابه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:30
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد

آن جوان بخت که می زد رقم خیر و قبول

بنده پیر ندانم ز چرا آزاد نکرد

کاغذ این جامه به خرابات بشویم که فلک

رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

ناله ها کرد درین کوه که فریاد نکرد

سایه تا باز گرفتی ز چمن مرغ سحر

آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید از پیک صبا از تو بیاموزد کار

ز آنکه چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

هر که اقرار بدین حسن خدا داد نکرد

مطر با پرده بگردان و بزن راه عراق

که بدین راه شد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقی است سرود حافظ

که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:27
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گفتم غم تو دارم گفتا غمت بر آید

گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز

گفت ز ماهرویان این کار کمتر آید

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم

گفتا که شب رو است او از راه دگر آید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بدانی هم اوست رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد

گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت

گفتا تو بندگی کن کوبنده پرور آید

گفتم دل رحیم ات کی عزم صلح دارد

گفتا مگوی با کس تا وقت آن در آید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد

گفتا خموش حافظ که این غصه هم سر آید
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:26
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
با تو زنده ام و بی تو مشتی خاک بی ارزش

در گورستانی سرد و دور افتاده

که کلاغی میخواند بر سر مزار سرد و تنهایم

With you I live without you and a handful of worthless soil

In cold and remote cemetery

The crow sings alone on the cold grave
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:21
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ