یافتن پست: #بی

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند ، بعضی ها مثل ب برات می میرند ، مثل د دوستت دارند ، مثل ع عاشقت می شوند ، مثل م منتظر می مونند تا یه روز مثل ی یارت بشن .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 19:00
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
✖از خـوבґ بیزآر میشــوґ وقتـﮯ

از دلتنگـﮯ כּــبودنتــ ذره ذره آبــ ـ ـ ـ میشوґ

و تــــــــــو

نیــــز مــــــرآ بِـیــآב نـمـﮯ آورے✖
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم

جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم

قسم به اسمت که تورو ، تنها نذارم بعد ازین

اسم تو رو داد میزنم تا دم دمای آخرین

قطره به قطره خونمو یکجا به نامت میکنم

دلخوشیای دنیا رو خودم به فالت می کنم

می برمت یه جای دور خودم میشم سنگ صبور

برات یه کلبه میسازم پراز یه رنگی پره نور

روح و دل و جون و تنم نذر نگاهت میکنم

دنیاها رو فدای اون چهره ماهت میکنم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به بابام میگم خوب ماهی ۴۰هزار تومن یارانه ی منو میخوری به روی خودتم نمیاریااا
برگشته میگه حاضرم ماهی ۴۰۰ تومن بدم ریختتو نبینم !!
فک کنم منو توی زنبیل از روی آب رودخونه برداشتن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد
دادســتان گفت:
صـــبر کنید آقــای زنــــدانــی این چــــه کـــاریست ...؟!؟!؟؟
زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت :
بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،

ولی آدم ها !!!!! بدجـــور زمــینــم زدن ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:43
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بابام: بده موبایلتو ببینم
من: بابا یه لحظه وایسا رمزشو بزنم
delete sms
delete video
delete picture
delete music
delete private
delete number
format memory card
من: بیا بابا من چیزی ندارم که ازتون مخفی کنم!
بابام: نه میدونم، من فقط میخواستم ساعتو ببینم!
من: |:
بابام: :))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بــــــــــــرو !

ترســــ از هیچ چیز ندارمــــ

وقتیـــــ یقین دارم بیشتر از منـــ

کسی دوستت نخـــــــواهد داشت

بیشتر از منــــ کسی طاقت کمـــ محلی هایت را ندارد

بــــــــــــرو !

ترس برای چه؟؟

وقتی می دانمــ یکــ روز تُف می اندازی

به روی تمام آن هایی که

به خاطرشــــان من را از دستـــــ دادی.... !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:36
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هیچ کس آن جا نبود! آن جا نبود! خوب دیدم، ماه هم پیدا نبود! گوش دادم، باد هم آن جا نبود! سایه ای یا تکیه گاهی، آن طرف ترها نبود! آب نبود! سراب بود! زندگی مانند من در خواب بود! خواب دیدمصورتم در اینهصورتم در اینهاما چرا زیبا نبود؟پیر گشتم ، پیر گشتمنه! دگر رویا نبودعشق تو زد تیشه ای بر ریشه امآن شبی که هیچ کس آن جا نبود!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:12
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

برای بارش باران دعا کنبرای عشق بی پایان دعاکندعاکن زندگی زیبا بمانددعاکن عاشقی برجا بماندهمه مست دعای عاشقانندتوهم مست و غزل خوان شو دعا کنبیا امروز غمها را رها کنبرای رویش گلها دعا کناگر خواهی که شادی جان بگیرددعا کن غصه از دل پر بگیرد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:11
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ملولان همه رفتند درِ خانه ببندیدبر آن عقلِ ملولانه همه جمع بخندیدبه معراج برآیید چو از آل رسولیدرخ ماه ببوسید چو بر بام بلندیدچو او ماه شکافید، شما ابر چراییدچو او چست و ظریفست شما چون هلپندیدملولان به چه رفتید که مردانه در این راهچو فرهاد و چو شداد دمی کوه نکندیدچو مه روی نباشید ز مه روی متابیدچو رنجور نباشید سر خویش مبندیدچنان گشت و چنین گشت چنان راست نیایدمدانید که چونید مدانید که چندیدچو آن چشمه بدیدید چرا آب نگشتیدچو آن خویش بدیدید چرا خویش پسندیدچو در کان نباتید ترش روی چراییدچو در آب حیاتید چرا خشک و نژندیدچنین برمستیزید، ز دولت مگریزیدچه امکان گریز است که در دام کمندیدگرفتار کمندید کز او هیچ امان نیستمپیچید مپیچید بر استیزه مرندیدچو پروانه جانباز بسایید بر این شمعچه موقوف رفیقید چه وابسته بندیداز این شمع بسوزید، دل و جان بفروزیدتن تازه بپوشید چو این کهنه فکندیدز روباه چه ترسید شما شیرنژادیدخر لنگ چرایید چو از پشت سمندیدهمان یار بیاید در دولت بگشایدکه آن یار کلیدست شما جمله کلندیدخموشید که گفتار فروخورد شما راخریدار چو طوطیست شما شکر و قندید

دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:08
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ