یافتن پست: #ترم

پسرک شیطون
پسرک شیطون
خانوم های محترم من شرط میبندم میتونم% 90 زیبایی شما رو با یک دستمال مرطوب پاک کنم میگی نه بیا جلو
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 18:00
+6
مهسا
مهسا
حیف نون یه ماشین صفر میخره، بلافاصله زنگ میزنه به 110 میگه فرمون، دنده، کلاج، گاز و ترمز ماشینم نیست، کلاه سرم گذاشتن! پلیس میگه تو حیف نون نیستی؟ میگه چرا، میگه صندلی عقب نشستی، برو صندلی جلو بشین!!!{-54-}{-8-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 17:54
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یا ابوالفضل چیست و در كدام شهر ها كاربرد عملی بیشتری دارد? واژه ای است که:
اصفهانی ها هنگام ورود مهمان ها...
اردبیلی ها برای بلند کردن اجسام سنگین...
شیرازیها موقع سر کار رفتن...
كاشانی ها در هنگام چاله های هوایی در هواپیما...
رشتیها هنگام باز کردن در کمد .....
و لرها از آن در پیچ ها به جای ترمز استفاده می کنند...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 14:53
+1
مهسا
مهسا
مکالمه ای بین من و مادرم: -مامان - جونم - داشتم ماست می خوردم - نوش جونت دخترم - ریخت رو فرش - کوفت بخوری احمق{-54-}{-38-}
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 19:48
+7
مهسا
مهسا
به قـــولِ چارلي چاپلين دخترم هيچگاه هم آغوشي هايت را با عشق مقايسه نكن هيچ مردي در رختخواب نامهربان نيست..
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 02:37
+6
milad
milad
قانون پایستگی درس ها:
درسها نه پاس میشوند نه حذف، بلکه از ترمی به ترم بعد منتقل میشوند
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/7 - 13:49
+10
reza
reza
تو انتقال خون از [!] میپرسن اخیرا رابطه جنسی پر خطر داشتی؟
میگه:بله رفتم خونه دوست دخترم هر لحظه ممکن بود باباش بیاد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 18:40
+4
مهسا
مهسا
دغدغه های فکری یک پسر ایرانی ! دیدگاه !!!{-18-}{-7-}{-2-}{-32-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 18:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی فهمیدی قرار نیست با هر زن یا دختری که دوست شدی، به رختخواب بری؛هر وقت یاد گرفتی بدون توقع دوستی کنی .هر وقت فهمیدی هر کسی که دوستت شد،دوست ‌دخترت نیست و برای جواب سلامش باید به یک علیک محترمانه فکر کنی نه به پیدا کردن یک مكان خالی،اونوقت میتونی روی همراهی و همدلیِ دختر به عنوان جنس مخالفت حساب کنی.
9 دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:19
+3
ashkan
ashkan
زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم
مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم
مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري
زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني
مرد جوان: مرا محکم بگير
زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟
مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي
سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه
که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد،
يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن
جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند
و اين است عشق واقعي. عشقي زيبا
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 01:11
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ