میدونی درد من از فــــــــــراق تــــو چگونه بود
دل آشفتــه ی من ز داغ تــــــو دیــــــوونه بود
میدونی چرا چنین شکستـــــــــه و نزار شدم
آخه عکست توی قاب رو میز من تـو خونه بود
تشـــــبیه دهـانت نتـوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدیــن تنگ دهانی صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی (حافظ
ای جـمـلـه بـیکـسـان عـالـم را کَـس
یـک جـو کرمـت تـمـام عـالـم را بـَس
مـن بـیکـَسَـم و کـسی نـدارم جز تـو
یا رب به فریاد من بی کَس رَس
(مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری)