یافتن پست: #تلخ

ramin
ramin
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند: آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری! این است واقعیت تلخ روزگار ما!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:05
+7
milad
milad
خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم خدایا گرتو درد عاشقی را میچشیدی توهم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی پشیمان میشدی ازاینکه عشق را آف[!] بگو هرگز سفر کردی،سفرباتلخی و خون جگر کردی کسی را بدرقه با چشم تر کردی برای قرص نانی صد خطر کردی؟ نکردی؟ بارالها با کدامین تجربه بر ما نظر کردی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 13:52
+2
mah3a
mah3a
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع ولی لب هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 12:39
+7
ronak
ronak
تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی
دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته
کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:00
+3
ronak
ronak
چقدر دوست داشتم يک نفر از من ميپرسيد
چرا نگاههايت آنقدر غمگين است؟
چرا لبخندهايت آنقدر تلخ و بي رنگ است؟
اما افسوس که هيچ کس نبود...
هميشه من بودم?من و تنهايي پر از خاطره...
آري با تو هستم!با تويي که از کنارم گذشتي
و حتي يکبار هم نپرسيدي چرا چشمهايم هميشه باراني ست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:02
+2
ronak
ronak
دوستی اتفاق است ،
جدایی رسم طبیعت ،
طبیعت زیباست ،
نه به زیبایی حقیقت ،
حقیقت تلخ است ،
نه به تلخی جدایی ،
جدایی سخت است
نه به تلخی تنهایی .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 14:52
+5
sasan pool
sasan pool
چرا انقدر نگاهت بی قراره/چرا این خونه آرامش نداره
بگو کی زندگیتو تلخ کرده/چرا دستای تو انقدر سرده
کدوم بی رحمی رویاتو سوزونده/گه از لبخند تو چیزی نمونده
نمیزارم که چشمات خیس باشه/دارم میرم تا حالت رو به راه شه
میون این همه نا مهربونی/دارم میرم که تو عاشق بمونی
شکست این دل غمگین و تنگم/دارم میرم با یک دنیا بجنگم
جدایی از تو سخته اما میرم/میرم تا خنده هاتو پس بگیرم
حالا که بغضمون طاقت نداره/چه خوب میشه اگه بارون بباره
حلالم کن اگه که گریه کردم/دعا کن کم نیارم بر نگردم
از امشب با خیالت همنشینم/دعا کن خوابتو هر شب ببینم
نمی دونی که قبل از رفتن من/چه مردایی رفتن برنگشتن
چشای خیلی ها از عشق تر شد/دلاشون به خدا نزدیک تر شد
من هم باید برم طاقت ندارم/دیگه خواب خوش و راحت ندارم
تو هم هرشب بشین ماه و نگاه کن/برای حال و روز من دعا کن
توی لشگر که لبریز از غروره/با مردی که نگاهش مثل نوره
کنار من توی دنیای دیگه/یک روز دنیا به ما تبریک میگه
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:05
+2
ronak
ronak
زمستان بود!

كلاغ غذا نداشت!

مجبور بود

با گوشت خودش شكم جوجه هایش را سیر كند...!

زمستان گذشت و كلاغ مرد!

جوجه ها گفتند

چه خوب شد كه مرد !!

راحت شدیم از غذای تكراری...!!!

و تا به امروز

این چنین ادامه دارد

واقعیت تلخ روزگار ما...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 11:46
+6
مهسا
مهسا
عادت ...!
چه طعم ِ تلخی دارد
وقتی آن را با عشق اشتباه بگیری .....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 00:16
+6
benyamin
benyamin
تلخ ترین حالت جدایي روزي است که شیرین ترین لحظاتت با آنکه دوستش داري سپري شود بي خبراز اینکه فردا و فرداھا دیگر او را نخواھی دید...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 21:49
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ