یافتن پست: #تمام

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 18:06
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حرفهای ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی:

وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 17:57
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت
در تهاجم با زمان آتش زدم،
کشتم . . .
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم
من زمقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم
تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم
من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت
بهارم رفت
عشقم مرد
یارم رفت …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 17:36
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 11:39
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﯽ ﺭﺳﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ ﻗـــــﺪﺭ ﺩﻭﺳــــﺘﺶ ﺩﺍﺷــــﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﮐﻪ ﺭﻭﯾــﺎﻫﺎﯼ ﻣﺠﺮﺩﯾﺖ ﺭﻭ ﮐﻨـــﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ

ﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡِ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺑﺎﺷﯽ!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:41
+1
saeed
saeed

فدای تمام پدر مادرهایی که به دست فراموشی سپرده شدن


توی جایی به اسم خانه سالمندان زندانی شدن و همیشه چشمشون به دره تا یک آشنا ببینن


بعضی وقتا ما آدمها چیزهایی رو فراموش میکنیم که عمری بهشون مدیونیم


چطور دلمون میاد؟ چطور میتونیم؟


با این همه سنگ دلی و بی وفایی میتونیم اسم خودمون رو انسان بزاریم؟؟
تقدیم به تمام پدر و مادرهای فراموش شده

دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!
ببرم بخوابانمش!
لحاف را بکشم رویش!
دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!
حتی برایش لالایی بخوانم،
وسط گریه هایش بگویم:
غصه نخور خودم جان!
درست می شود!درست می شود!
اگر هم نشد به جهنم...
تمام می شود...
بالاخره تمام می شود...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:35
+1
saeed
saeed
از تو میگذرم بی آنکه دیگر تو را ببینم ،

از تو میگذرم بی آنکه خاطره ای را از تو بر دوش بکشم ،

نمیخواهم دیگر طعمی را از عشق بچشم.

از تو میگذرم ، تویی که گذشتی از همه چیز ،

این را هم فراموش میکنم ، جای من در اینجا نیست!

میروم تا آرام باشی ، تا از شر من و احساسم راحت باشی ،

میروم تا روزی پشیمان شوی ،حیف احساسات عاشقانه ام بود ،

میروم تا با کسی دیگر همنشین شوی

از تو میگذرم و شک نکن که فراموشت میکنم ،

هر چه شمع و شعله و آتش بود را در قلبم خاموش میکنم ….

نه اندیشیدن به تو فایده دارد ، نه فکر کردن به خاطره هایت ،

حالا آنقدر به دنبالم بیا تا خسته شود پاهایت….

تو لیاقت مرا نداری ، از تو میگذرم تو ارزشی برایم نداری….

کارت شده بود دلشکستن و بی وفایی ،

روز و شب من این شده بود که از تو سوال کنم کجایی؟؟

چرا پاسخی به دل گرفته ام نمیدهی ،

چرا سرد شده ای و مثل آن روزها سراغی از من نمیگیری؟

فکر کرده ای کیستی، برو با همان عاشقان سینه چاکت ،

برو که تو با یک نفر راضی نیستی!

از تو میگذرم بی آنکه تو را ببینم ،

محال است دیگر برگردم ، حتی اگر از غم و غصه بمیرم….

از تو میگذرم و بی خیالت میشوم ،

شک نکن بدون تو از شر هر چه غم در این دنیاست راحت میشوم

اشتباه گرفته ای ، من آن کسی که میخواهی نیستم ،

تا هر چه دلت خواست با دلش بازی کنی ،

میروم تا حتی نتوانی یک لحظه هم نگاهم کنی….

از تو میگذرم بی آنکه لحظه ای برگردم و تو را ببینم ،

یک روز بیا تا حساب تمام بی محبتهایت را از قلب شکسته ام برایت بگیرم….

.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:24
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 17:41
+2
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 17:11
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ