محمد حسن کاظمی
پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم....
با تو رازی دارم
اندکی پیشتر اَی ...
اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!
زیر چشمی به خدا می نگریست !!
محو لبخند غم آلود خدا
دلش انگار گریست .
نازنینم اَدم: ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!
یاد من باش ... که بس تنهایم !!
بغض آدم ترکید، ... گونه هایش لرزید !!
به خدا گفت :
من به اندازه ی ...
من به اندازه ی گلهای بهشت .... نه
به اندازه عرش ... نه ... نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من
دوستدارت هستم !!
اَدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت ...
راهی ظلمت پر شور زمین ...
زیر لبهای خدا باز شنید ،...
نازنینم اَدم ... نه به اندازه ی تنهایی من ...
نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !!!
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!
♥ نگار ♥
دو گروه دختر هستن که کشتن اینا ، نه تنها مستحبه ، بلکه واجبه شرعیه!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
1. دارو فروشای تو داروخونه که حس میکنن دکترن!
2. بلیط فروشای آژانسای هواپیمایی که حس میکنن خلبانن !
♥ نگار ♥
مغرورم؟عشقم میكشه
تنهام ؟به خودم مربوطه
از بعضیا متنفرم؟ خودشون خواستن
بعضیا رو فراموش كردم ؟حافظه ی خودمه
لجبازم ؟ به شما هیچ ربطی نداره
كینه ایم ؟ اره چه جورم
سنگ دلم ؟ چه بهتر
ازم خوشت نمیاد ؟ فداسرم مگه مجبورت كردم
قراره مثله تو باشم ؟ نوچ
قابله تحمل نیستم ؟ اجباری به تحملم نیس
باهام حال نمیكنی؟ بسلامت
♥ نگار ♥
بعضی پسرام هستن:
مستی با هستی
شکار با نگار
ناهار با بهار
شمال با نهال
دریا با رویا
ویلا با مینا
ماشین با نوشین
خرید با مهشید
بازم میگن ما تنهاییم
David
ن تنها خاطره ای که از معلم ورزش دوران مدرسم یادم میاد اینکه با یه لباس گرمکن ورزشی میومد مدرسه زنگ ورزشم یه لیوان چای میگرفت دستش چای میخورد یه جوری هم قیافه میگرفت که انگار گواردیولاست سر تمرینهای بایرن مونیخ...
محمد حسن کاظمی
ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺻﺪﺍ ﺳﯿﻤﺎ ﭘﯿﺶ ﻣﯿﺮﻩ
ﻧﺴﻞ
ﺟﺪﯾﺪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻦ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ِ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻩ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ , ﺍﺳﺘﻔﺮﺍغ ﮐﺮﺩﻥِ !