saeed
می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین گوشه ی دنیا بشوی
بعد از این ، مرگ ، نفسهای مرا می شمرد
فقط از این نگرانم ، که تو تنها بشوی
maryam
یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را
یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
ronak
تو را به جاي همه زناني که نشناختم دوست دارم .
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيستم دوست دارم .
براي خاطر عطر نان گرم
و برفي که آب ميشود
و براي نخستين گلها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جاي همه کساني که دوست نميدارم دوست ميدارم .
بي تو جز گسترهيي بيکرانه نميبينم
ميان گذشته و امروز.
از جدار آيينهي خويش گذشتن نتوانستم
ميبايست تا زندگي را لغت به لغت فرا گيرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از يادش ميبرند.
تو را دوست ميدارم براي خاطر فرزانهگيات که از آن من نيست
به رغم همه آن چيزها که جز وهمي نيست دوست دارم
براي خاطر اين قلب جاوداني که بازش نميدارم
ميانديشي که تو ترديدي اما تو تنها دليلي
تو خورشيدي رخشاني هستي که بر من ميتابي
هنگامي که به خويش مغرورم @Malo0o0os
sasan pool
دستی به روی سرم می کشم...روح وجودم و حس می کنم
باصدای قهقه به خودم میگم عاشقتم میمیرم برات...دوست دارم یه نفس تا آخر عمر
فقط بی وفا نباش...من و هرگز از منیت خودت جدا نکن
هیچ کسی چیش من جا نده...اینجا فقط جای من و تنها من
payam65
عاشقی یعنی دچار............فکر کنم شدم دچار
چقدر تنهاست ماهی اگر دچار دریا باشه