ronak
تختی که هر شب ، تنها ، با یاد کسی روش بخوابی ...
تخت نیست که ...
تابوته !!
reza
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟ بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است .
*elnaz* *
زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خندیدم و گفتم:تو کی هستی؟ گفت: غم و تنهایی
ronak
دلتنگم...نه برای کسی... از بی کسی ...!!!
خسته ام... نه از تکاپو... از در به دری...!!!
نه دوستی ... نه یادی ... نه خاطره ی شیرینی...!!!
تنهایم...
تنهاتر از آن سنگ کنار جاده...!!!
اما مشتاقم!!!
مشتاق دیدار آن کس که صادقانه یادم کند..
ronak
مچاله کن ، بشکن، بندبزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش …
ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است...
ronak
بگذار مرز تنهایی را رد کنم …
ببین…گذرنامه ام فقط مهر لبهایت را کم دارد..
ronak
این شبها
انقدر دستهایم خالیند....
که هرچه از اب رودخانه مینوشند
بازهم محتاجند.....
تنهاچیزی که به فکرم میرسد....
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــویــــــــــــــــــــی
التماست میکنم....
بیا ودستهای مرا بی نصیب نگذار
انها به وجودت احتیاج دارند.....
ronak
آنكه دستش را اینقدر محكم گرفته ای
دیروز عاشق من بود !
دستانت را خسته نكن ...
محكم یا آرام !
فردا تو هم تنهایی ...
ronak
هیچوقت نفهمیدی اما
مرا به لمس تنت حاجت نبود
تنها گوشه ای از قلبت را میخواستم !!
ayyyyyyyyy gofti emshab mizanam takhtamo mishkonam
1390/12/21 - 22:42faghat b khatere to

1390/12/21 - 22:45اره والا زندونه
1390/12/21 - 22:56