یافتن پست: #تنها

Omid
Omid
مدتهاست مجازی میخندیم…
مجازی شادیم…
مجازی عاشق میشیم…
مجازی همدیگه رو دلداری میدیم…
امــــــا…………..
.
.
.
واقعی تنهاییم!
واقعی درد میکشیم!
واقعی از عشقهای مجازی لطمه میبینیم…..‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 19:18
+3
mah3a
mah3a
قلیون یه جَمعه ولی سیگار تنهاست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 19:12
+3
maryam
maryam
وقتی عشقت تنهات گذاشت … نگران خودت نباش که بدون اون چی کار کنی،شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:58
+1
maryam
maryam
ديگر تنهايی ام را باكسی قسمت نخواهم كرد ...
يك بار قسمت كردم ، چندين برابر شد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 16:33
+1
maryam
maryam
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند

با من ، با دلم ، با احساسم کردند

و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند

و من امروز به پایان خودم نزدیکم ،

پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم

آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند

......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 14:44
+2
mah3a
mah3a
قدیما حیوانات به انسان پناه میاوردن ولی‌ الان انسان که وقتی‌ تنها می‌شه به حیوان پناه میبره...!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 13:59
+5
hadith
hadith
در بین تمامی مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسیم شده زیرا همه فكر می‌كنند به اندازه كافی عاقلند.***رنه دكارت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 02:00
+4
mah3a
mah3a
هيچكس مجبور نيست انسان بزرگي باشد؛ تنها انسان بودن كافي است.
" آلبر کامو "
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:24
+3
hadith
hadith
تقدیم به ...
شادم كه در شرار تو مي سوزم
شادم كه در خيال تو مي گريم
شادم كه بعد وصل تو باز اينسان در عشق بي زوال تو مي گريم
پنداشتي كه چون ز تو بگسستم ديگر مرا خيال تو در سر نيست
اما چه گويمت كه جز اين آتش بر جان من شراره ديگر نيست
شب ها چو در كناره نخلستان كارون ز رنج خود به خروش آيد
فريادهاي حسرت من گوئي از موج هاي خسته به گوش آيد
شب لحظه اي بساحل او بنشين تا رنج آشكار مرا بيني
شب لحظه اي به سايه خود بنگر تا روح بي قرار مرا بيني
من با لبان سرد نسيم صبح سر مي كنم ترانه براي تو
من آن ستاره ام كه درخشانم هر شب در آسمان سراي تو
غم نيست گر كشيده حصاري سخت بين من و تو پيكر صحراها
من آن كبوترم كه به تنهائي پر مي كشم به پهنه درياها
شادم كه همچو شاخه خشكي باز در شعله هاي قهر تو مي سوزم
گوئي هنوز آن تن تبدارم كز آفتاب شهر تو مي سوزم
در دل چگونه ياد تو مي ميرد ياد تو ياد عشق نخستين است
ياد تو آن خزان دل انگيزيست كاو را هزار جلوه رنگين است
بگذار زاهدان سيه دامن رسوا ز كوي و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بيالايند اينان كه آفريده شيطانند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 00:54
+2
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
دلم واسه اول دبستان تنگ شده
که وقتی تنها یه گوشه حیاط مدرسه وایسادی…
یه نفر میاد وبهت میگه:میای باهم دوست شیم!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 22:41
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ