یافتن پست: #تنها

ronak
ronak
در Romantic
تو با منی و من تنها هستم ، در قلب منی و من به عشق تنهایی زنده هستم، تو همنفسم هستی و نفسهایم عطر تنهایی را میدهد توهمسفرم هستی و جاده زندگی رسم غریبگی را به من یاد میدهد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:50
+3
ronak
ronak
در Romantic
رفت تنهایی، آمد جای آن یک عشق آسمانی شکست شیشه غمها،شد روزگارم مثل آن روزها روزهایی که با تو بودم و تو در کنارم، مگر اینکه این روزها تنها از درد دلتنگی بنالم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:44
+5
ronak
ronak
در Romantic
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:36
+5
ronak
ronak
در Romantic
تنهاترین آدم ها یه سایه دارند باهاش حرف بزنند ، از وقتی رفتی آنقدر غرق ظلماتم که سایه ای هم برایم نمانده !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:34
+5
gha3m
gha3m
چرا غم ها نمي دانند که من غمگين ترين غمگين شهرم ، بيا اي دوست با من باش که من تنهاترين تنهاي شهرم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:26
+3
ronak
ronak
به مامانم میگم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام،هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان… میگه: یعنی زن میخوای پدرسوخته؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:09
+4
رضا
رضا
من بهارم تو زمين من زمينم تو درخت من درختم تو بهار ناز انگشتای بارون تو باغم می‎كنه ميون جنگلا تاقم می‎كنه تو بزرگي مث شب اگه مهتاب باشه يا نه تو بزرگي مث شب خود مهتابي تو اصلا، خود مهتابي تو تازه، وقتي بره مهتاب و هنوز شب تنها بايد راه دوري رو بره تا دم دروازه‎ي روزـ مث شب گود و بزرگي مث شب تازه، روزم كه بياد تو تميزي مث شبنم مث صبح تو مث مخمل ابري مث بوي علفي مث اون ململ مه نازكي: اون ململ مه كه رو عطر علفا، مثل بلاتكليفی هاج و واج مونده مردد ميون موندن و رفتن ميون مرگ و حيات مث برفايی تو تازه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه مث اون قله‎ی مغرور بلندی كه به ابراي سياهي و به بادای بدی می‎خندی…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 19:48
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
تو تنها باش و من تنهای تنها*که دارم وقت تنهایی سخن ها*نگاه عاشقم تا آسمانهاست*مرا تا عرش اعلا نردبان هاست*نماز خلوتم را صد قنوت است*کلام شعر تنهایی سکوت است....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 19:38
+4
HADI
HADI
به سلامتیه كسي كه نميشناسد مرا اما نوشته هامو ميخونه تا از درونم با خبر بشه و بهم بفهمونه كه تنها نيستيم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 17:57
+6
-1
حمید
حمید
رفتم در خونه رفيقم ...از پشت آيفون ميگه ... تنهايي؟ پ نه پ ، خونه محاصره ست ... بهتره خودتو تسليم كني
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 23:54
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ