gha3m
چرا غم ها نمي دانند که من غمگين ترين غمگين شهرم ، بيا اي دوست با من باش که من تنهاترين تنهاي شهرم
رضا
من بهارم تو زمين من زمينم تو درخت من درختم تو بهار ناز انگشتای بارون تو باغم میكنه ميون جنگلا تاقم میكنه تو بزرگي مث شب اگه مهتاب باشه يا نه تو بزرگي مث شب خود مهتابي تو اصلا، خود مهتابي تو تازه، وقتي بره مهتاب و هنوز شب تنها بايد راه دوري رو بره تا دم دروازهي روزـ مث شب گود و بزرگي مث شب تازه، روزم كه بياد تو تميزي مث شبنم مث صبح تو مث مخمل ابري مث بوي علفي مث اون ململ مه نازكي: اون ململ مه كه رو عطر علفا، مثل بلاتكليفی هاج و واج مونده مردد ميون موندن و رفتن ميون مرگ و حيات مث برفايی تو تازه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه مث اون قلهی مغرور بلندی كه به ابراي سياهي و به بادای بدی میخندی…
Mohammad Mahdi
تو تنها باش و من تنهای تنها*که دارم وقت تنهایی سخن ها*نگاه عاشقم تا آسمانهاست*مرا تا عرش اعلا نردبان هاست*نماز خلوتم را صد قنوت است*کلام شعر تنهایی سکوت است....
HADI
به سلامتیه كسي كه نميشناسد مرا اما نوشته هامو ميخونه تا از درونم با خبر بشه و بهم بفهمونه كه تنها نيستيم.