یافتن پست: #تو

saqar
saqar
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 18:13
+4
saqar
saqar
در CARLO
اگه يه ايتاليايي افتاد دنبالت , بدون كه خوشگلي اگه يه آمريكايي افتاد دنبالت , بدون كه تو سزاوار احترامي اگه يه فرانسوي افتاد دنبالت , بدون كه رومانتيك هستي اگه يه انگليسي افتاد دنبالت , بدون كه آدم عاقلي هستي اگه يه ايراني افتاد دنبالت: بدو بدو فقط بدو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 18:08
+3
saqar
saqar
در CARLO
مخاطب خاص اگه خـــاص باشه . . . ! لازم نيست تو دورش رو از اين و اون خلوت كني! خودش واسه بودن تو همه رو كنار ميزنه! لازم نيست واسش دنيا رو بخري تا بمونه . . . خودش قدر يه شاخه گلتو ميدونه! لازم نيست هركسي رو توجيه كني و سرش رقابت كني كه عشــق مـــنه… … خودش تو رو به همه دنيا نشون ميده … لازم نيست نگران باشي كه اگه بره… خودش بهت ثابت ميكنه اومده كه بمونه!!! مخاطب خــاص ، خاصــــــــــــــــــــه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 16:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از آن زمان که تو باغ مراد بشکفتی
دگر کسی نشنیدم به بوستانی رفت

هزار نامه سیه شد به وصف صورت تو
هنوز در سخنش مختصر زیانی رفت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 16:26
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتی پدری که نمی توانم را

در چشمانش زیاد دیدیم

ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

خدایا هیچ پدری رو شرمنده زن و بچه اش نکن

سلامتی پدرا لایک بارون کنین
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 16:16
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من بی تکیه گاهم

یک عالمه هم عشق منجمد دارم!

با تو اما

نه من گریه می کنم

نه تو کمی شانه می شوی برایم

هیچ می دانی

من به آغوش بی چشمداشت تو

به چشم افسانه می نگرم؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 14:45
+1
Burden
Burden
اینم ترانه و ترجمه آهنگ پروفایلم

البته باید برید دیدگاه ببینید!{-7-}

با صدای استاد Adele

{-50-}
آخرین ویرایش توسط Opeth در [1392/04/4 - 14:05]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 14:00
+5
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره :کامپیوتر من مشکل پیدا کرده
من :چه مشکلی؟
دختره :هر وقت رمزشو میزنم به شکل ستاره میاد.
من :خب اون واسه امنیته که اگه کسی تو اتاق بود رمزتو نبینه.
دختره :نه خب آخه وقتی تنهام هستم بازم به شکل ستاره میاد
من :|
بیل گیتس:؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 12:12
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ :
ﺑﭽﻪ : ﺑﺎﺑﺎ ﭼﯽ ﺷﺪ ﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﯼ ? ! ﭘﺪﺭ :
ﻫﯿﭽﯽ ﭘﺴﺮﻡ , ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺟﺸﻦ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺩﯾﺪﻣﺶ ،
ﭘﺮﭼﻢ ﺑﻨﻔﺶ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻮﺩ , ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺎﻧﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﺪ ،
ﭘﺮﭼﻤﺘﻮﻧﻮ ﺑﺪﯾﻦ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ , ﻣﺎﻣﺎﻧﺘﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ .. ﺩﻭ ﺭﻭﺯ
ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺗﯿﻢ ﻣﻠﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﺎﻡ ﺟﻬﺎﻧﯽ , ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺎﻣﺎﻧﺘﻮ
ﺩﯾﺪﻡ , ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﭘﺮﭼﻢ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻮﺩ , ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺎﻧﻢ
ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﯿﺪ , ﭘﺮﭼﻤﺘﻮﻥ ﺑﺪﯾﻦ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ, ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ
ﺑﺎﺯﻡ ﺧﻨﺪﯾﺪ ... ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪﺷﻢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺣﺎﻻ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﭘﺮﭼﻢ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ , ﯾﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ
ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 11:55
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو خونه ما هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدنه
دیر که میشه لامصب بابام با شاتگان، مامانم با اره برقی انتظارمو میکشن!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/4 - 11:51
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ