یافتن پست: #تو

reza
reza
دختری پشت اسکناس 1000تومانی نوشته بود:
پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مرا به دست صاحب خانه مان سپرد!
خدایاچقدر میگیری؟
که بگذاری شب اول قبر.قبل از این که تو از من سوال کنی،من از تو بپرسم!
چرا..........؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 23:00
+3
reza
reza
سلامتی اونی که وقتی تو آغوش میگیریمش؛؛وجودمون میلرزه!!!
نه از ترس یا لذت عشق بازی...
بلکه واسه وحشت از فردایی بدون اون
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:56
+3
ALI SHABAN
ALI SHABAN
آنتونی رابینز: لزومی ندارد که افراد به درستی مانند هم باشند تا با هم صمیمی شوند، بلکه باید به تفاوت دیدگاههای یکدیگر توجه و در عین حال به هم احترام بگذارند.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:56
+5
reza
reza
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفته اند

عشق بورز به آنها که دلت را شکسته اند

دعا کن برای آنها که نفرینت کرده اند

بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالاست.....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:50
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
جدیدا رفاقتا دو حالت بیشتر نداره
یا تو آویزون رفیقتی ،
یا رفیقت آویزون تو!!
هیهات از این دنیا هیهات{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:48
+7
reza
reza
گرمي دست هايت چيست كه دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني كه تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي كه فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم كه بگويم دوستت دارم. دوست دارم كه بداني دوستت دارم!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:44
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در MEETING S
من اينك در رواق كهكشانها
در آواي حزين كاروانها
در آن رنگين كمان پير و خسته
در آن اشكي كه بر مژگان نشسته
در آن جامي كه خالي مانده از مي
در آوايي كه برميخيزد از ني
نشاني از تو مي بينم ،
سراغي از تو مي گيرم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:40
+7
reza
reza
برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است
تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق میزند
در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم
ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم
آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم
و به شوق تو اشک می شدم
و بر صورت مه آلودت می لغزیدم
ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم
تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت
را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد
که مرهمی شود برای دلتنگی هایم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:37
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
لبخند كه مي زنم پيدايم مي كني

باران مي بارد، تو از كنارم مي گذري

فرياد نمي كشم كه بازگردي

مي دانم امشب اين آسمان تاب ماه را ندارد

لبخند مي زنم،

فراموش مي كنم..
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:34
+4
reza
reza
دلم تنگ است دلم تنگ است
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی است
نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:33
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ