reza
و من با عشق آشنا شدم
و چه کسی این چنین آشنا شده است؟
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود،
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم،
و هنگامی تشنۀ آتش شدم
که در برابرم دریا بود و دریا بود و دریا....
reza
هیچ كس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه می توانند از همین حالا شروع كنند و پایان تازه ای بسازند
payam65
به تو پرواز را اموختم و رهایت کردم تا ستاره ی دنباله دار باشی.... کاش با تو از عشق می کفتم تا بیاموزی کمی وفادار باشی! بادبادک کوچک من!
payam65
چه عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را برایم
رقم زدی امسال با رفتنت بد ترین نوروز را تجربه میکنم
امید وارم شیرینی لحظهایت به اندازه تلخی لحظه هایم زیاد باشد ..
payam65
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را
از نگاهش می توان خواند
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!!
بچه بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم ...هیچ کس نمی فهمه
reza
داشتم ماشین رو دنده عقب میآوردم تو حیات، مادرم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. نیا !! لوله آب شیکست !!
payam65
وقتی.....
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم.
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.
و چه سخت است.
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است،
مثل تنها مردن !
*elnaz* *
خیلی به ما نزدیک شده بود
دیگر داشت به حریم شخصیمان سرک میکشید
خوب رویش را کم کردی دیگر جرات نمیکند سمت ما بیایید
متوجه نبودی؟!
محبت را میگویم…
20 +
1391/01/11 - 22:28 ( لايک توسط 2 کاربر )و آنگاه که دریا آغوش باز کرد تو را چه شد که کشتی نجات خواستی؟!
1391/01/11 - 22:31 ( لايک توسط 1 کاربر )مرا از تلاتم دریا باک نیست
1391/01/11 - 22:35 ( لايک توسط 1 کاربر )شوز من از ساحل بی یار است
یار اگر یار باشد همیشه در کنارت هست
1391/01/11 - 22:38 ( لايک توسط 1 کاربر )اگر حتی میان دلهاتان هزاران کوه سر افراشته باشد