یافتن پست: #تو

mehdy
mehdy
لره در مراسم رمی جمرات چنان با شدت سنگ می انداخت که شیطون تو بلندگو اعلام کرد آهای کرمعلی از لرستان آرامتر!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:45
+2
maryam
maryam
قدقدقدا قدقدقدا قدقدقدا قدقدقدا افرين همينطوري ادامه بدي فرداتخم ميكني جوجه!
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:36
+7
mitra
mitra
عــلــی پــاتــر :) و بیا تو یونی
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:23
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم
[!] آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
27 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:10
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
20 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:03
+6
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
2-2 ?مساوی شد!!!{-31-}
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:52
Behdad
Behdad
ادم زشتو کوتوله چاغ باشه یکمم بو بده اما ترسو ضعیف و بی اعتماد به نفس نباشه!{-50-}
واسه همه اونایی که قایم میشن گفتم! {-35-}
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:51
+9
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
بي تو
نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم
چرا صدايم كردي
چرا ؟

حسین پناهی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:50
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
تو تاکسی نشسته بودم یه بچه هم پشت سرم نشسته بود با مامانش همه اش داشت گریه میکرد موز میخواست هی غر غر میکردو گریه میکرد همه کلافه شده بودیم راننده خواست آرومش کنه بهش گفت عزیزم الان پیاده میشید مامان برات موز میخره
بچه هم پررو نه گذاشت نه برداشت با همون حالت گریه به راننده گفت( بالهجه کرمانی غلییییییییظ )تو دیگه گا مخورررر!!!!!!!
آقا سکوتی تاکسیو گرفت که تو قبرستون هم نیست…!(کرمانیا به گه میگن گا ببخشید محض اطلاع گفتم){-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:45
+8
abolfazl
abolfazl
سلام. من abolfazl هستم، از اعضای جدید ... :)
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:42
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ