یافتن پست: #تو

mitra
mitra
آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن... آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟ آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره... آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟ آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه... آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره... آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد... آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست... آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:12
+2
mina_z
mina_z
پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:03
+5
ebrahim
ebrahim
دکترا میرن دیوونه خونه تست بگیرن از دیوونه ها، آهنگ میذارن میبینن همه اومدن وسط ولی یه نفر سز جاش نشسته. پیش خودشون میگن دمش گرم این آدم شده، بهش میگن:تو چرا نمی رقصی؟ دیوونه میگه:آخه من عروسم...!!!!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:57
+3
ebrahim
ebrahim
مــیشه یادتون باشه از اومدن یکی توی زندگیتون ذوق مــرگ نـــشین تا وقتـــی که تنــهاتون گذاشــت و رفـــت دق مـــرگ نـــشین
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:57
+2
ebrahim
ebrahim
آخرش نفهميدم اين زنگ پرورشي براي چي بود ؟؟ هميشه هم ميگفتن براي معلمتون مشكل پيش اومده ، گفته نمياد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:56
+2
mohammad
mohammad
یکی از دوستانم اومده بود خونمون ، تو اتاقم چشش خورد به گیتار .. گفت : ماله خودته ؟ گفتم : پــ نـــ پـــ ماله محسن یگانست اومده بود پیش من تمرین کنه یادش رفته ببره
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:51
+3
mohammad
mohammad
مامان اومده تو اتاقم.میگم وایسادی کولر رو روشن کن.میگه:گرمته؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ روشن کن ببینم اخبار چی میگه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:43
+2
ebrahim
ebrahim
خوابیدنی که توش "بوس"،"بغل"و" شب به خیر عزیزم" نباشه کپه مرگه.....
سلامتی همه مجردا!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:09
+1
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
چه روزگار خوبي بود روزاي خوب بچگي اون روزا كه حرفهاي عشق يرنگي بودو سادگي اون روزا كه دلخوشيمون چندتا مداد رنگي بود حيف كه چه زود تموم شدن چه روزاي قشنگي بود چه قصه هاي خوبي بود قصه هاي مادر بزرگ قصه شاه پريون قصه اون بره و گرگ ببين چه ساده گم شديم تو بازيهاي روزگار از اون روزاي بچگي حالا چي مونده يادگار
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:51
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
وقتي دلم تنگه ميرم پشته ابرا زار ميزنم.پس يادت باشه هر وقت بارون رو ديدي بدون دلم واسط تنگ شده يادش به خير وقتي به دنيا امدم اونقدر شوکه شدم که تا دوساعت گريه ميکردم و تا دو سال نتونستم حرف بزنم شايد کسي رو که با تو خنديده فراموش کني...اماکسي رو که با تو اشک ريخته هرگز! شبي پرسيدمش با بي قراري ***به غير از من كسي را دوست داري ز چشمش اشك شد از شرم جاری***ميان گريه هايش گفت آری
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:51

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ