یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قابل توجه آقایان :

وقتی یه زن نظر شما رو میپرسه

در واقع نمیخواد نظرتوون رو بدونه

فقط میخواد نظر خودش رو با یه صدای مردوونه هم بشنونه !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:21
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدما رو زیاد تنها نذارین

تو تنهاییشون یه دنیایی برا خودشون میسازن

که دیگه شما توش نیستین !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:07
+4
فکل مکل
فکل مکل




راستی سلام تو همه{-41-}




----
آخرین ویرایش توسط fokolmokol در [1392/07/17 - 19:07]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:07
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میــــــدانی...

خـــوب که فــــکر میکنمـ

میــــبینم گـــاهی یـکـ شکـــلات مـــغزدار

بیشــــتر میـــچسبد

تآ

عـــاشقانه های ایـــن عاشق های تو خــ ـ ـالی!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 18:58
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ینایی که صب ساعت 5 پا میشن میرن میدوئن

بعد میان دوش میگیرن بعد صبحانه میخورن میرن سرکار

فتوشاپن !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 18:57
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بفهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ....



حجم خالی تو را حجم پر هیچکس پر نمیکند...



حالا هی بگو :





دوستان بجای ما . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 18:56
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیــــگر برایم مهم نیستــــ ...

برایـــم مهم نیست دیگران

چه میگویند !

زیرا

من فقط خودم هستم ...

خودم ، که عاشق تو هستم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 18:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلام همگیمیبینم که جمعتون جمعه خدارو شکر
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 18:21
+4
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
دوستان عزیز!
میخوام نظرتونو راجبه پست اشک و دستمال کاغذی بدونم؟
چه برداشتی ازین پست دارید؟
این پستو یکی از دوستام برام اس ام اس کرده و میخوام نظرتونو بدونم!!

مرسییییی{-6-} :-*
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:38
+10
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
دستمال کاغذی به اشک گفت:

قطره قطره ات طلاست!

یک کم از طلای خود حراج میکنی؟

عاشقم...

با من ازدواج میکنی؟

اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟؟!

تو چقدر ساده ای!

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما تو مچاله میشوی

چرک میشوی و آخرش تکه ای زباله میشوی

دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه ای کنار جعبه اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

آخرش هم، طفلکی تکه ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

 چرک و زشت مثل این و آن نشد

او

با تمام دستمال های کاغذی

فرق داشت

چونکه در میان قلب خود

دانه دانه اشک کاشت!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:35
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ