یافتن پست: #حال

nazli
nazli

 

توجه کردید آیـــــــا؟ از هر دختری که خوشتون میاد این حالت هارو داره

شکسته عشقی خورده/ عاشق کسی هست ولی طرف نمیدونه/ دوست پسر داره/ با کسی دوست نمیشه/ مخاطب خاص داره/ مشکل روحی روانی داره/ نهایتش هیچ کدوم نبود تا بیایی بجنوبی میشی داداشیش/ لامصب یه دختر خالی پیدا نمی شه

دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 17:01
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نزدیک ترین معنای "استاد خسته نباشید"کدام است؟

۱ -جمع کن بابا کار و زندگی داریم
۲ - استاد به روح اعتقاد داری ؟؟؟؟
۳- جمع کن بابا قلـیون دیر شد
۴ - جون مادرت درس بسه
5- استـاد قرار دارم دم بوفه!ولمون کن
6- برو بیرون دیگه
۷- با خداحافظیت خوشحالمون کن
۸ - بس کن دیگه
۹- استاد ساعت نداری تقویم هستا !
۱۰- استاد تیتراژ رفت
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:49
+1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:03
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 10:52
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه تا حالا نتونستی پس دیگه هیچوقت نمی تونی

( ستاد مبارزه با امیدواری کاذب جوانان )
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 10:45
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 10:33
+1
nazli
nazli

لباس هايم که تنگ مي شد

مي بخشيدم به اين و آن

ولي دل تنگم را ، حالا

چه کسي مي خواهد !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 03:45
+5
nazli
nazli

امروز صبح بعد از مدتها تصمیم گرفتم با دوستم بریم ورزش کنیم!
گرمکن نارنجیمو پوشیدم و زدم بیرون
و حالا توجه کنید به تیکه‌های ملت :
نارنگی! کجا میری؟
… پرتقال! بدو تا نخوردمت!
هویج! مگه خرگوش دنبالت کرده؟
ته‌ سیگار!
رفتگر! برو ۹ شب بیا بابا!
چی‌توز موتوری!
سن ایچ و دیگر هیچ!
لینا توپی!! انقدر جون نده بابا!
اسمارتیز! بقیه دوستات کجان؟
بچه‌ها! بچه ها! گارفیلد!
الان کدوم مسئول باید رسیدگی کنه؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 03:38
+4
زندگی!!!

 

کلاهت را به هوا بینداز...

 

که من دیگر حال بازی کردن ندارم! 

 

تو بردی...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 00:31
+8
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پُر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یکجا باختم

[!] آواره صحرا نشد

گفتم عا قل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/16 - 23:08
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ