یافتن پست: #حال

mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
نفس میکشم....
تا بجای ها
خاکم نکنند!!
اینگونه هست حال من
چیزی نپرس...............!
آخرین ویرایش توسط mamad-rize در [1392/04/12 - 23:53]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:50
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
چند وقت پیش یه شب ، داشتم میخوابیدم که یهو یه پشه اومد صاف نشست
نوک دماغم !
یه نیگا بهش انداختمو گفتم : سلام
گفت : علیک ..
گفتم : چیه؟
گفت: میخوام نیشت بزنم
گفتم : بیخیال ... این دفه رو کوتا بیا
گفت: تو بمیری راه نداره . گشنمه .
گفتم : الان میتونم با مشتم لهت کنم .
گفت : خودتم میدونی که تا بیای بزنی جا خالی دادمو مشتت میخوره وسط دماغت !
...
به نظر حرفش منطقی میومد !
گفتم : خیلی پستی
..ی دفه آهی بلند از ته دلش کشید و ساکت شد ...
گفتم چی شد؟؟
گفت : حاضری ؟
گفتم: تا جوابمو ندی نمیذارم بزنی ...
وقتی اصرارمو دید . دستمو گرفت و گفت : دنبالم بیا
گفتم کجا؟؟؟
گفت: مگه نمیخای جواب سوالتو بدونی ؟پس هیچ نگوو و دنبالم بیا
...ازجام بلند شدم و باهمدیگه راه افتادیم و رفتیم رفتیم و بازهم رفتیم...
گفت: هنوزم اصرار داری بدونی یا همینجا کارو تموم کنم ؟؟
گفتم : اینهمه راه اومدم تا جواب سوالمو بگیرم ... بریم
یهو یه لبخند زد و با دست زد به پشتم و گفت: این پشتکارته که
منو کشته !
راستش از شما چه پنهون ،یه جورایی ازش خوشم اومده بود .
به این فکر میکردم که اونقدا هم بچه بدی نیس !
تو این(باقیش تو دیدگاه)
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:50
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
طرف اومده با عصبانیت میگه:
“این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمی‌شه بیا تو باهاش حرف بزن…”
نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:30
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
نسلی هستیم که حالمون دیگه پرسیدن نداره ...

چون ما دچار خود سانسوری شدیم ؛

و مجبوریم بگیم که : خوبیم ! خیلی هم خوبیم ...

اما .... تو عاقل باش و باور نکن ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:09
+5
parisa
parisa
دلتنگ که شوی یادت می رود او همان بود که فاصله را پذیرفت و خود با پای خود رفت... فراموش می کنی هر آنچه به تو گذشت و او آسوده به این حالت خندید ، از یاد میبری چه در این میان گذشت به تو ، فقط او را می خواهی... فقط او را! وقتی که دلتنگش شوی....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 22:38
+8
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 21:20
+4
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 20:00
+3
saqar
saqar
در CARLO
حرفي واسه گفتن نداري...ساكت بودن رو به خيلي حرفا ترجيح ميدي...وميري تو لاك خودت از يه جايي به بعد...ازاينكه دوستت داشته باشن ميترسي ...جاي دوست داشته شدن ها توي تن وفكرو قلبت ميسوزه از يه جايي به بعد...فقط يه حس داري حس بي تفاوتي .نه از دوست داشتن ها خوشحال ميشي ونه از دوست نداشتن ها ناراحت ...از يه جايي به بعد...توي هيجان انگيزترين لحظه ها هم فقط نگاه ميكني...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:32
+6
saqar
saqar
در CARLO
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:18
+6
saqar
saqar
در CARLO
مرد بايد...
وقتي مخاطبش عصبانيه , ناراحته , ميخواد داد بزنه
وايسه روبروش بگه :
تو چشام نيگا كن , بهت ميگم تو چشام نيگا كن!!
حالا داد بزن , بگو از چي ناراحتي؟!!

... بعد مخاطب داد بزنه , گله كنه, فرياد بكشه , گريه كنه
حتي با مشتاي زنونه ش بكوبه تو سينه مرد
ولي آخرش خسته ميشه ميزنه زير گريه...
همونجا بايد بغلش كنه
نذاره تنها باشه!
حرف نزنه ها , توضيح نده ها
كل كل نكنه ها , توجيه نكنه ها
فقط نذاره احساس كنه تنهاست!!

مرد بايد گاهي وقتا مردونگيشو با سكوت ثابت كنه!!
با بغلش كردنش...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:38
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ