یافتن پست: #حال

ronak
ronak
گاه نمیدانم چه پیامی رابهانه کنم

تا از حال آنکه دلم با اوست آگاه شوم،

این بارکه دلتنگی رابهانه کردم فردا را چه کنم!!@Malo0o0os
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 01:59
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
گاه در عشق می آموزیم که رعایت حال دیگری بهتر از پافشاری در اثبات عقیده است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 01:51
+7
ronak
ronak
اینو الان دیدم حالم ناجور گرفته شد گفتم شما رو هم تو غمم شریک کنم
20 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 01:22
+6
ramin
ramin
وقتی یك دوست جزئی از خاطرات خوب زندگیت شده باید برای بودنش ازش تشكر كنی...

"متشكرم كه هستی"
11 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 01:19
+8
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
داف هــای محتـــرم :چنانچه به معجزه اعتقادی ندارید مــَن از پشـتِ هميـن تـريبــون اعلام میکنم میتــوانــم %90 زیبـــایـــی شمـــا را بــا یـــک دستــمــالِ مــرطـوب پــاک کنـــم!!!!{-16-}
{-18-}
40 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 01:07
+5
شاهین
شاهین
در یكی از دانشگاه‌های تورنتو مد شده بود دخترها وقتی می‌رفتن تو دستشویی، بعد از آرایش کردن آئینه رو می‌بوسیدن تا جای رژ لب شون روی آئینه دستشویی بمونه. مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. برای همین موضوع رو با رئیس دانشگاه در میون گذاشت. فردای اون روز رئیس دانشگاه تمام دخترها رو جمع كرد جلوی دستشویی و گفت: کسانیکه که این کار رو می‌کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می‌کنن. حالا برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته، یه بار جلوتون پاک می‌کنه. مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو آب توالت فرنگی وقتی دستمال خیس شد، شروع کرد به پاک کردن آینه و از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه‌ رو نبوسید...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:34
+6
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
خیلی وقت ها به ناچار از چیزهایی که دوستشان داشتیم ، دل کندیم و جدا شدیم! حال ببین چقدر در این مصیبت حرفه ای هستیم که جدایی نادر از سیمینمان ، درکل دنیا اسکار می برد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:18
+9
شاهین
شاهین
بچه ها این کی بود؟
کی یادشه
هرکی زودتر گفت
11 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:09
+4
benyamin
benyamin
داداشم همش 6 سالشه. اقا این صبح تا شب میشینه تو تلوزیون کارتون مبیبینه! بابام شب اومده میگم بابا این از صبح داره میبینه. بابام هم خسته حال نداره. میشینه میگه به چه کارتون قشنگی و خودشم یبینه. بابا ما هم آدمیم نوبت نداریم؟ فک فامیله داریم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:09
+5
benyamin
benyamin
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟ خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما بخوري متوجه خواهی شد اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت باران لعنتی! - این است معنی مادر-
BE EFTEKHARE HAME MADARAA....
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 23:42
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ