یافتن پست: #حال

reza
reza
وقتی تو دلگیری زندگی تو را ریشخند میزند...وقتی تو خوشحالی زندگی به تو لبخند میزند و زندگی به تو تعظیم میکند هرگاه که دیگران را شاد کنی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 21:59
+4
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
وقتی فیلم عروسیم رو از آخر به اول می بینم خیلی حال می ده
زنم حلقه اش رو در میاره می ده به من و می ره خونه باباش !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 21:08
+5
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
رضا شاه به زور میخواست چادر رو از سر زن ها برداره
هیشکی زیر بار نمیرفت
حالا میخوان به زور چادر سر زن ها بکنن بازم کسی زیر بار نمیره !
یعنی لجباز تر از زنها تو کهکشان پیدا نمیشه ها!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:59
+8
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
تو گذشته ميگفتن پزشك محرمه،كم كم عكاس و فيلم بردار هم محرم شدن،حالا هم كه دى جى و گروه موسيقى محرم شدن!اينجور كه من فهميدم الان فقط داداشاى عروس و دوماد نامحرمن!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:54
+6
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
تو فامیل هرکی دختر نداره میگه اگه دختر داشتم میدادمش به تو ..
حالا اگه داشتن نمیذاشتن نگاشم بکُنیما !!!
والا به خداااااااااااااا :)))
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:50
+7
reza
reza
هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:آیا این تبر توست؟
هیزم شکن جواب داد: نه
فرشته دوباره...

به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شکن جواب داد: نه.
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. تو تقلب کردی، این نامردیه
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:35
+2
maryam
maryam
در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد{-7-}
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:06
+6
maryam
maryam
ای کاش دنیا واسه ۱ شب مال من بود....
اون وقت با خوشحالی‌ از دنیام پرتت می‌کردم بیرون!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:30
+5
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
شاعر قرن 19: هوا بس ناجوانمرده سرد است! شاعر قرن 21: بوووووووووو سرده كاپشنم كو؟؟{-18-}
25 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:29
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم
[!] آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
27 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:10
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ