یافتن پست: #حال

mah3a
mah3a
بوی گل و سوسن تموم شد حالا بوی پنجره تمیز کردن و فرش شستن میاد :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 15:58
+3
mah3a
mah3a
اگر رای دادن چیزی را عوض می کرد، تا به حال غیر قانونی اش کرده بودند!

(یادم رفته جمله از کیه ولی مال یه آدم معروف بود)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 15:32
+3
parham
parham
یه آبادانی و یک لر می رن شبونه یک دیوار رو خراب کنن.
آبادانیه می گه: تو چراغ رو بگیر من پتک می زنم.
آبادانیه یک پتک که می زده یه آجر می افتاده...
لره می گه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم.
آبادانیه چراغ رو می گیره و لره با یک ضربه تمام دیوار رو می ریزه پایین!
آبادانیه می گه: ولک حال کردی؟ این طوری چراغ می گیرنا!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:46
+2
parham
parham
به حیف نون می گن: تو منی، من توام. حالا تو کدومی؟
می گه خدا بکشدت، گمم کردی!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:45
+1
parham
parham
پدری پسرش رو نصیحت می کرد که: پسر جون! برو زن بگیر، شب خسته ای از سر کار میای، لازمه یکی تو خونه باشه بر...نه تو حالت!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:41
+2
sasan pool
sasan pool
من در اتاقی 20 چند متری زندگی میکنم.در این اتاق پنجره ای دارد رو به زندگی گاهی از پنجره بیرون نگاه می کنم.
پسری در حال دویدن است و به دور دست ها نگاه می کند.در این اتاق آیینده مرده است.دختری دست پسری را گرفته و مشغول راه رفتن هستن.در این اتاق عشق مرده هست.مغازه داری به فکر فروش بیشتر بر اجناس خود چوب حراج زده هست.در این اتاق بر زندگی چوب حراج زده اند.دو همکلاسی با هم می خندن.در این اتاق رفاقت مرده است.کارگری مشغول ساخت سر پناه برای مردم است.در این اتاق کار و تلاش مرده هست.مردی در حال خواندن روز نامه هست.در این اتاق خبری نیست جز تنهایی من.برروی شیشه به انعکاس چهر خود نگاه میکنم فقط تنهایی را میبینم.در این اتاق همه شب شب یلدا ست.روزهایش مثل یک پلک زدن می گذرد.در این اتاق من هستم و تنهایی های من.چند سالی من و تنهایی دو دوست خوب با هم شدیم.شبهای این اتاق تماشایی است جای خیلی ها در این شبها خالی است .من و تنهایی با هم شب را صبح میکنیم.
به راستی این اتاق قبر من است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:54
+1
sasan pool
sasan pool
مثل خوشبختی عاشق/ته قصه بمون پیشم
تو فانوس منی امشب/بری تاریک تر میشم
کجای آسمون صافه/نه این آغاز بی فرجام
نموندن های بی حاصل/نرفتن های بی هنگام
امروز به تو محتاجم/با حالی که تو میدونی
هوا بد جوری دلگیره /نرو بی چرت و بارونی
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:45
+1
sasan pool
sasan pool
مارها قورباغه ها را میخوردند
قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردن به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای با لك لك ها كنار آمدند و عده ای خواهان بازگشت مارها شدن
مارها باز گشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است
اینكه نمیدانن توسط دوستانشان خورده میشون یا دشمنانشان‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:25
+1
شاهین
شاهین
زن: لباس خوابمو در بيار
مرد: باشه
زن: سوتينمو باز کن
مرد: باشه
زن: حالا شورتمو در بيار
مرد: باشه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زن: ديگه نبينم لباسای منو بپوشياااا
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 11:35
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ