یافتن پست: #حال

ronak
ronak
عربه در حال وضو گرفتن میگوزه.به بغلیش که لر بوده میگه:به نظر تو وضوی من باطل شد؟
لره میگه اونجور که تو گوزیدی وضوی منم باطل شد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:58
+6
ronak
ronak
من آنقدر
امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام
که دیگر هیچ وعده بی سرانجامی
خواب و خیال و آرزوهایم را آشفته نمیکند…
حالا یاد گرفتم که فراموشی...
دوای درد همه نداشتن ها
نخواستن ها
و نیامدن هاست…
یاد گرفتم که از هیچ لبخندی
خیال دوست داشتن به سرم نزند!
یاد گرفتم که بشنوم تا فردا…
و به روی خود نیاورم
که فرداها هیچوقت نمی آیند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:06
+3
امیرحسین
امیرحسین
حال میده با یه نفر کل کل راه بندازی بعد که تموم شد
کامنتهای خودتو پاک کنی همه فک کنن طرف خوددرگیری داره ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 13:11
+6
mehdy
mehdy
برای یک عاشق همین کافیه که عشقش خوشحال باشه . حتی با یکی دیگه!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:14
+2
aB'Bas S
aB'Bas S
تا حالا به پرچم نروژ دقت کردید؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 20:00
+3
فکل مکل
فکل مکل
اخخخخخخخخخخخخخ{-59-}{-59-}{-4-}{-4-} چه دلو جراتی!!!{-13-}{-13-}{-48-}{-48-}{-59-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:44
+9
ronak
ronak
گاهی دلم می خواهد

... وحشیانه غرورت را
پاره کنم!
قلبت
... را در مشتم بگیرم
و
بفشارم
.
تا حال مرا لحظه ایی بفهمی...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:53
+5
مهسا
مهسا
غضنفر به باباش میگه: بابا چرا فقط برا ما جک میسازن ؟ باباش میگه: یه قابلمه بیار تا بهت بگم بعد بابا میزنه ته قابلمه تق تق تق غضنفر میگه :کیه باباش: فهمیدی چرا ؟؟؟ حالا این قابلمه را بگیر تا من برم در و باز کنم{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:28
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ