یافتن پست: #حال

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مامانم ديروز بهم گفت پسرم وقت کردي يه دستي به سر و گوش اتاقت بکش ميگم يعني نامرتبه مامانم در حال انفجا گفت پ ن پ از بس اتاقت مرتبه ميترسم تو چشم بياد،چشم بخوره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:33
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داداکوچولوم دوان دوان اومده تو اتاقم ميگه آجي ديشب تو جام جيش نکردم حالا واسم آمبولانس ميخري؟پ ن پ واسه اينکه تو خرج انداختي منو واست ي تنبيه سخت درنظر ميگيرم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:32
+1
zahra
zahra
اين همسايه روبرويي يه زن و شوهر جوونن ، خيلي شادن ، عاشقن به معناي واقعي . تا حالا زوج اينجوري خوشبخت نديدم. مثلن صبح كه از خواب بيدار ميشن ، اول يه سِري دنبال‌بازي مي‌كنن عين بچه ها ! بعد پسره آماده ميشه بره سركار ، درو باز ميكنه، كلاه كاسكت رو سرشه ، لقمه‌ي نون و كره‌شم دستشه . دختره مياد تا دم در، بازم ميگن و مي‌خندن. يا يه وختايي صداي دختره مياد تو راهرو ، جيغ مي‌كشه كه : صـــبر كن منــــــــــ...ــــــم بيــــــــــام. بعد ميپره ترك موتور و ميرن. همسايه‌هاي ديگه ميگن اينا چرا اينقدر خل و چلن؟ ولي من ميگم عاشقن . عين تو فيلما . دلم مي‌خواد يه روز بهشون بگم سلام خوشبختا...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:30
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ب دوستم گفتم اين روزا دلم خيلي گرفته بريم ي دوري تو خيابون بزنيم؟ ميگه ک روحيت عوض شه؟ پ ن پ ک ملتو شاد و خوشحال ديدم داغ دلم تازه شه بدبختيمو يادم نره ي وقت!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:26
+2
sasan pool
sasan pool
این آهنگ داستان حال و روز من هست.واقعا به شاعرش تبریک میگم.از وقتی که شنیدم همینجوری دارم گریه میکنم.و حسرت می خورم.این سایت فایل صوتیشو قبول نمی کنه.نمیدونم چرا ولی متن شعرش در دید گاه براتون میزارم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 23:02
+5
حمید
حمید
بروسلي رو كشتن .تختي روكشتن. داداشي رو كشتن. ولي تا حالا ديدي يه آدم معتاد رو بكشن؟ نتيجه اخلاقي: ورزش بيشتر از اعتياد براي سلامتي ضرر داره…!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:22
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
یه روز تو یه تیمارستان … دکتره می خواست از بیماراش تست بگیره یه عکس ماشین میزاره جلوی همه میگه هرکی این ماشین رو هول داد روشن کرد میره خونه اش همه رفتن هول بدن که برن خونه به جز یک نفر ! دکتره خوشحال شد با خودش گفت این پس خوب شده … بهش گفت ببینم تو چرا ماشین رو هل نمیدی ؟! گفت اینا خنگن سویچ دست منه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:04
sara
sara
خیلی باحاله !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 22:04
+12
gha3m
gha3m
غضنفر ميخواسته از خونه بره بيرون ، ميگه : ساعت ??-?? ميام باباش ميگه: حالا خودت به درک! اون دختره صاحاب نداره !؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 10:45
gha3m
gha3m
زن در حالي که در آينه نگاه ميکنه به شوهرش ميگه: من جديدا خيلي وحشتناک، چاق و زشت به نظر ميرسم.. لطفا يه چيز خوب به من بگو شوهر: بيناييت فوق العادست عزيزم!!! .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 10:41

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ