یافتن پست: #حرف

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هنوز هم دلم تنگ می شود...

برای حرف زدنت...

برای تکیه کلامهایت

و

تو نمی دانستی که

آنها فقط کلام نبودند...

"من"به آنها

تکیه داده بودم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 15:14
+1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

سکوت میکنم به احترام آن همه حرفی که در دلم مرد …


دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 10:35
+4
xroyal54
xroyal54
نه این سکوت را پایانی هست و
نه این شبی را که از آسمان نازل شده
نه خوابی برای دیدن هست و
نه روزی برای رسیدن
نه این شب مثل هر شب است و
نه این سیاهی شبیه شب است...


حلالم کن چون بی اجازه غمت رامی خورم......


خدایا یه جوری حرف بزن که منم بفهمم...



مے گـ ـوینـ ـد: مرـــگـ ــ ـــــــ


حـ ـق ا َست


פֿُـ ـدایـ ـا


حـ ـقم را


مےפֿواهمـ


اگر قرار بر نبودن اونه .....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 23:34
+8
xroyal54
xroyal54

دلنوشت


وقتي يه زن باهات بحث ميکنه،

قهر ميکنه،

دلش ميگيره،

از دستت گريه ميکنه،

... ميگه...ميگه...ميگه و اشکش سرازير ميشه و ،

مجبورت ميکنه حرفشو گوش بدي،

خوشحال باش!

براش مهمي که اينجوريه!

اگه همش صدات ميکنه،

اگه دوسش داري،

ذوق کن..

چون خيلي دوستت داره ....

سکوت يه زن خيلي معني داره .....

يعني:

خسته شده ...

ديگه کم آورده ..

ديگه تموم شده ..

يعني نا اميـــــــــــــــــــــد شده .....

اگه مردي..

اگه عاشقشي...

قدر مهربونياش رو بدون..

بزار از ابراز عشقش به تو انرژي بگيره ....

بزار واست بخنده و تو بهش بگو که عاشقِ خنده هاشي .....

بهش بگو چقدر دوسش داري .....

زن به همين راحتي آروم ميگيره .....

تو فقط يه کم مـــــــــــــــــــــــــرد باش ...............محکممممممممممممممم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 23:21
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدم ها لالت می کنند....
بعد هی می پرسند....
چرا حرف نمیزنی..؟؟!!!
این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیاست.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:51
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:24
+2
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
من عاشق نیستم فقط وقتی حرف تو می شود دلم سیگار می خواهد . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 16:37
+4
nanaz
nanaz

“بلد نيستم مثل خيليا وقتي ناراحتم از دست كسي همه بديهايي كه در حقم كرده از روز ازل و بزنم تو روش بلد نيستم منت محبتهام و بذارم سر كسي كه با بي مهري آزارم ميده بلد نيستم پشت كسي حرف بزنم و بعد به خاطر منافعم جلوش دولا راست بشم بلد نيستم واسه دردام دنبال همدرد بگردم بلد نيستم از كسي گله كنم فقط بلدم فاصله بگيرم از همه وتنها و تنها تر شم ...”

دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 14:56
+5
sara
sara
در CARLO
آغوشــی باش و من را به اَندازه تمام اشتباهاتم بغل کن...

بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود ...


فقط نگاه باشــد و نفس ...

زندگی آنقدرها دوام نمی آورد ...

همین حالا هم دیر است!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 12:01
+4
sara
sara
در CARLO
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾ میشدیم
ﻭﻓﺘﯽ ﺁﻗﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭه ؟ ﭼﺘﻪ ؟
ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ به ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ … ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟؟؟
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮیضیمون ﭼﯿﻪ ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ مامان می ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ …
ﺣﺎﻻ میخوام ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩتون ﻣﯿﺎﺩ ؟
ﺧﺐ حالا ﺗﻮ ﺟﻮوﻥ ﺷﺪﯼ ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ ! ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ ؛ ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺘﺸﻪ ﺗﻮﺍَﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ !
ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ …
ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺷﻪ
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 11:50
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ