یافتن پست: #حرف

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
غمگین گوشه ای نشسته بود!


دلش می خواست یه دل سیر گریه

کنه


همش با خودش می گفت:مگه من چه بدی ای در حقش کردم


که مثل یه

آشغال منو پرت کرد بیرون از زندگیش…..


همون طور که باخودش حرف

میزد بغضش

ترکید…


سرشو روی زانوهاش گذاشت

و زار زار گریه

میکرد…

که یه هو یکی سرشو

گذاشت بغلش و گفت:با تو بودن

لیاقت میخواد

که هرکسی

نداره….


اون تو رو از زندگیش بیرون نکرد بلکه فهمید که تو اونقدر

با ارزشی که لیاقت نگه داشتنتو

نداره….


گرچه واست خیلی

سخته……..
دیدگاه  •   •   •  1392/07/10 - 18:39
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دستاتو تو رویا همش میگیرم

توخوابم غریبه ها میخوان تو رو ازم بگیرن

دستامو محکم تر بگیر عزیزم

اونای که پاپیچت شدن خدا کنه بمیرن

فاصلمون طولانیه اما هنوز تو قلبم

امیددارم حرف دلم به دست تو رسیده

چشمای من هیچ موقع بارونی نبوده

اما این مدت اشکام به خدا امونمو
دیدگاه  •   •   •  1392/07/10 - 18:37
+2
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/10 - 11:38
+6
hamid
hamid
شوخی از وقتی که شوخی کشف شد ! دیگه حرف تو دل کسی نموند !
=)))) haghighateha
آخرین ویرایش توسط l0ver در [1392/07/10 - 00:06]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/10 - 00:01
+3
saman
saman

گاهی وقتا توی رابطه هانیازی نیست طرفت بهت بگه :برو !همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیرههمین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی ... ... ... همین که کار و زندگی رو بهونه میکنههمین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشهو همین که حضور دیگران توی زندگیشپر رنگ تر از بودن تو باشههزار بار سنگین تر ازکلمه ی برو واست معنا پیدا میکنهپس بروقبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی...!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:53
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آره بارون می اومد خوب یادمه
مثل خرای قصه وقتی آدم میره به رویا
زیر لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیونه رو از من بگیره
اونقدر باشه که من دلو دستش بدمو چیزی نپرسه
دیگه حرفی نمونه غیر نگاهش
یه غروب بود روی گونه هات خیلی سال پیش
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:16
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
پسر : الو گلابی؟
دختر : سلام کثافت
بعد هردو از ته دل میخندن {-33-}
پسر : خوبی کج و کوله ی من
دختر : به توچه عشقم خوبم تو خوبی
...پسر : خــــــــر نفهم حالتو میپرسم میگی به تو چه؟ شیطونه میگه بزم شل و پلش کنم ها
دختر : گفتم که خوبم الاغ تو خوبی {-33-}
پسر: فدای خنده هات شم که مثل شتر میخندی نفسم
دختر : مـــــــــرگ شتر خودتی روانی
پسر : دلم واست تنگ شده بود آشغال دوست داشتنی
دختر : منم
پسر : خوب دیگه بسه خیلی باهات حرف زدم پر رو شدی
دختر : کوفتت شه باهات حرف زدم
پسر: مواظب خانمی الاغ من باش
دختر : چشم اقای بی ادب
پسر : دوست دارم دیوونه
دختر : منم دوست دارم آقاهه

و بعد خداحافظی با خنده حتی تا چند لحظه بعد از این که تماسشون تموم میشه خنده رو لب هردوشونه .
هی زندگی {-8-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 20:15
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هر چند دل سپردنمان اشتباه نیست

اما برو که ماندنت اینجا صلاح نیست



حس می کنم زمین و زمان درد می کشند

وقتی بساط گریه ی ما روبراه نیست



لطفا دعا نکن که به جایی نمی رسد

اینجا کسی برای کسی "باراله" نیست



اصلا نترس از آخرتم ، حرفهای من

حتی به قد یک سر سوزن گناه نیست



دیگر غم حلال و حرامی نمانده است

وقتی نفس کشیدن ما هم مباح نیست



حالا برو به معجزه هم معتقد نباش

دنیا برای ما دو نفر سرپناه نیست !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 19:29
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 19:24
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هوا بارانیست شیشه چرا بخار نمیگیری؟
نترس دیگر حرف دلم را رویت نمینویسم....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 19:06
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ