یافتن پست: #حرف

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺁﻗﺎ ﺗﻮ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺎﻻ ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﻠﻦ ﺩﯾﻮﻥ ﺑﻮﺩ ، ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺍﻭﻟﺶ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﯽ ﺍﺩﺑﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺧﻼﺻﻪ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﮔﻔﺘﻢ:

ﺧﺎﻧﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﻠﻦ ﺩﯾﻮﻥ ﻫﺴﺘﯽ...

ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ: ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺎﻧﻢ ، ﻣﻨﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻢ...

ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﻨﻮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﮐﺮﺩ ، ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ،ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻞ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺣﺮﻑ

ﻣﻨﻮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﮐﺮﺩﻥ ،ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﻟﭙﺎﺵ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺳﺮﺥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.

ﻣﻦ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ:

ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﻪ ﺩﻫﻦ ﻭﺍﺳﻤﻮﻥ ﺑﺨﻮﻥ... ﻫﻤﻮﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ:

ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻨﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻫﻤﯿﻨﻮ ﺑﮕﻢ...ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﻨﻮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﮐﺮﺩ، ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ،

ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻞ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺣﺮﻑ ﻣﻨﻮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﮐﺮﺩﻥ ،ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ ﻭ

ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺪﻥ:

Everynight in my dreams , I see you I feeeeeeeeeeeel you...

ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﺎ ﯾﻪ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻏﺮﻕ ﺷﺪیم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 18:43
+1
-1
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 15:03
+7
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 14:54
+10
nanaz
nanaz
آدم بمیره ازین سوتی ها نده
بعد از سالها یکی از دوستای قدیمیمو تو خیابون دیدم،
کلی باهم حرف زدیم تا رسیدیم به اینجا که:
گفتم: خب الان مشغولِ چه کاری هستی؟
گفت:یه مغازه زدم ولی راضی نیستم
دوست دارم خشکبار فروشیش کنم، کلی سود داره
اما صاب مغازه راضی نیست، میگه کلاسِ مغازه رو میاری پایین!!
گفتم:تف به ذاتِ خرابش، لابد از این تازه به دوران رسیده هاس.
غمت نباشه، یکی از بچه ها یه جای تووپ داره واست ردیفش میکنم،
هرچی حال کردی بریز توش، صاب مغازه هم زنشو بزاره پشتِ ویترین
کلاسِ مغازه ش بره بالا….
گفت: صاب مغازه بابامه …!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 14:38
+8
be to che???!!
be to che???!!
من ي دخترم


اگه خودمو لوس نكنم

اگه باهات قهر نكنم و ناز نكنم

اگه وقتي چشات ميچرخه از حسودي ديونه نشم

اگه از نظر دادنات خوشحال نشم

اگه به خاطر تو به خودم نرسم

اگه سر به سرت نذارم

اگه برات گريه نكنم

اگه وقتي پاستيل ميبينم پيرهنتو نكشم

اگه لب و لوچه آويزون نكنم تا بغلم كني

اگه بهت نگم آقامون

اگه برات مظلوم بازي درنيارم

اگه از سرو كولت نرم بالا

اگه برات عشوه نيام

اگه گوشتو نپيچونم و نگم تو فقط مال مني

اگه ناغافل دستاتو نگيرم

اگه وقتي كار بدي كردم با ترس بهت نگم

اگه لج بازي نكنم

اگه
...
اون موقع كه تو ديگه ديوونم و عاشقم نميشي
!
تو عاشق ايني كه من يه خانم كامل باشم!خانم تو
!
اممما
!!!
تو پسري
!
اگه برام غيرتي نشي

اگه روم حساس نباشي

اگه ته ريش نداشته باشي

اگه باهام مهربون نباشي

اگه بهم اخماي كوچولو نكني

اگه وقتي شالم رفت عقب نگي اونو بكش جلو

اگه دستمو محكم نگيري

اگه نگي هركاري كردي راست بگو

اگه سر به سرم نذاري

اگه قربون صدقم نري

اگه نگرانم نشي

اگه بهم نگي عروسك من

اگه نگي من مهمم كه ميگم خوبي

اگه...
اونوقت منم ديوونه و عاشق تو نميشم تا اونكارارو برات نميكنم!من تورو مرد ميخوام!مرد تو
!
پس بيا و مرد باش
!
ابرو برندار!دماغت عمل نكن
!
لوس حرف نزن
!
من و تو همون آدم و حواييم!بيا جاهامونو عوض نكنيم
!
من لطافت نگه ميدارم تو صلابت

تو نگاهتو نگه دار منم نجابتمو

بيا سعي كنيم بهترين هم باشيم
!
من بهترين دختر واسه تو
!
تو بهترين پسر واسه من
!
ميدونم شايد نشه حداقل سعي كه ميشه كرد
!
قبول؟؟
آخرین ویرایش توسط asalam در [1392/07/8 - 10:24]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 10:20
+3
sara
sara
در CARLO
دارم از تو حرف میزنم . . .اما روحت هم از نوشته هایم خبر ندارد . . .
ایرادی ندارد . . .یاد تو به نوشته هایم رنگ میدهد . . .
شاید دیگری بخواند و آرام گیرد ذهن پریشانش
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 08:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفــت:نمیـــخوام قلبـــتو بشکنم...اما منـــطقی باش
مـــا اصلا بــــهم نمیــخوریم
گفتــــم:هــه
....شـــکست....
گفت:میدونســتم قلـــبتو میشکنم با این حرف
امـــا تو نـــمی تونی منـــو به آرزو هام
گفتـــم:قلبمو نگفتم..سنـــگینی حرفت پشتــمو شکست ...بســلامت..
.....رفــــــت ......
رســـید دم در گـــفت خداحافظ...گفتم حالا شــکست...در رو بست رفت...
داد زدم بیـــــداد کردم
هی گفتم ...قلبم ...پشتم.....شکست...
اما اون قیـــــمت اینــــا رو نمــــیدونست
اون نداشتــــنمو تو ســـرم زد و رفـــــت...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 22:35
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یعنی اگه این چندتا کلمه رو از پسرا بگیری عمرا بتونن

حرف بزنن ;

ناموسن،ب مولا،خدا وکیلی و …

بقیشم دیگه سانسوره خودتون میدونید
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 22:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 21:36
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامتیه اعدامی که جرم رفیقشوگردن گرفت وپای چوبه دارازش پرسیدن آخرین حرفت چیه...؟ گفت:به رفیقم بگید بیشتراز این از دستم برنیومد...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 15:35

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ