sasan pool
متن سنگ قبر پروين اعتصامي آین که خاک سيه اش بالين است اختر چرخ ادب پروين است گرچه جز تلخي از ايام نديد هر چه خواهي سخنش شيرين است متن سنگ قبر فروغ فرخزاد من از نهايت شب حرف ميزنم من از نهايت تاريکي واز نهايت شب حرف مي زنم اگر به خانه من آمدي براي من م اي مهربان چراغ بيارو يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
ebrahim
ما نسلی هستیم که بهترین حرف های زندگیمان را نگفتیم.....تایپ کردیم.
pooriya jooon
يه زن نداريم كه هر روز پاميشه ميز صبحانه اماده باشه 2.يه زن نداريم لباسامون رو اتو بزنه 3.يه زن نداريم غصه ي چك فردامون رو بخوره 4. يه زن نداريم واسه وام خونه طلاهاش رو بفروشه 5.يه زن نداريم وقتي ميريم خونه ي مامانش برامون سفره بندازه بيا و ببين 6.يه زن نداريم وقتي مياد خونه ي مامانينا همش سر پا باشه 7.يه زن نداريم واسمون هفت رنگ ارايش كنه 8.يه زن نداريم تا ما نيايم شام نمي خوره 9.يه زن نداريم وقتي مريضيم پاشويمون كنه تا صبح هم بالا سرمون دعا كنه 10يه زن نداريم تا چهلش نشده بريم يه زنه ديگه بگيريم 11.يه زن نداريم درد زايمان بكشه بد ما بگيم دختره؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟ 12.يه زن نداريم ندونيم چه طور بچه بزرگ شد و بي خوابي بكشه 13.يه زن نداريم غر بزنيم اين چيه ناهار درست كردي؟ 14يه زن نداريم هم بيرون كار كنه هم تو خونه اخرشم بگيم اقساط اين ماه و تو بده 15.يه زن نداريم با ما تيتيشي حرف بزنه نكنه تومونمون دوتا بشه 16.يه زن نداريم تكه كلامش باشه خدا ساييه تورو از سرم كم نكنه 16.يه زن نداريم خونرو بكنه دسته گل 17.يه زن نداريم ارث باباش بهمون برسه 18.يه زن نداريم تا از سر كار مياييم كتمونو از رو شونهام
pooriya jooon
دختري از كوچه باغي ميگذشت
يك پسر در راه ناگه سبز گشت
در پي اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از ان ديگر نگفت او يك كلام
دختر اما ناگهان و بي درنگ
سوي او برگشت مانند پلنگ
گفت با او بچه پروي خفن
مي دهي زحمت به بانويي چو من؟
من كه نامم هست آزيتاي صدر
من كه زيبايم مثال ماه بدر
من كه در نبش خيابان بهار
ميكنم در شركت رايانه كار
دختري چون من كه خيلي خانمه
بيشت و شش ساله _مجرد_ديپلمه
دختري كه خانه اش در شهرك است
كوي پنجم_نبش كوچه_نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم كلام
با تو من حرفي ندارم والسلام!!!