ALI SHABAN
داستان خدا.:: دیدگاه رو بخونید::.
ronak
من سکوتم حرف است حرفهایم حرف است خنده هایم حرف است کاش می دانستی می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم کاش میدانستی کاش می فهمیدی کاش و صد کاش نمیترسیدی که مبادا که دلت پیش دلم گیر کند کاش می دانستی چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت در زمانی که برای دردت سینه دلسوزی نیست تازه خواهی فهمید مثل من هرگز نیست... سکوت دردناکترین پاسخ من به بی وفایی های توست!
gha3m
من عاشق اون دختری هستم که درسته...فشن نیست...باباش ماشین شاسی بلند نداره بیاد دنبالم مارک کفشش دیگه آخرش کفش ملیه...زیر ابروهاش رو برنمیداره که پسر کش بشه...مارک تی شرتش هم دیگه آخرش تمساح ِ...پول نداره هر شب ببرتم بیرون خرجم کنه ...ولی...حرفش حرفه...وقتی میگه دوست دارم یعنی واقعاً دوستت داره!
gha3m
سلامتی اون باجه تلفنی که تو بارون میرفتی زیر سقفش.. یدونه دو زاری مینداختی توش.. یه ساعت حرف میزدی.. آخرشم پولتو پس میداد !
عسل ایرانی
لزومي ندارد من هماني باشم که تو فکر مي کني ، من هماني ام که حتي فکرش را هم نمي تواني بکني ... لبخند مي زنم و او فکر ميکند بازي را برده ، هرگز نمي فهمد با هر کسي رقابت نمي کنم... آرزو طلب نميكنم، آرزو ميسازم... من مسئول حرفها و رفتارهايم هستم، اما مسئول برداشت شما از آنها نيستم
mina_z
تفریح سالم پسرا: تو یه جمع پسرونه ناگهان موبایل یکی زنگ میخوره بقیه آماده میشن تا هر شیرین کاریو که بلدن بکنن! یکی صدای دختر در میاره یکی میگه سیگارا دست توئه؟ ... ... ... ... و غیره که گفتنی نیست اون یارو هم که با تلفن حرف میزنه قرمز میشه بقیه میخندن و این میشه تفریح سالم....
عسل ایرانی
نرح دلار و سکه پس از گذشت ۳۰ سال از نه شرقی، نه غربی،
عسل ایرانی
آدمایی که ساکت سوار تاکسی میشن و تا مقصد از پنجره بیرون رو نگاه میکنن آخرشم، بدون هیچ حرفی، کرایه رو میدن و میرن آدمای خسته و دلتنگ هستن سر به سرشون نذارین مثل من
عسل ایرانی
شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟ خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه... دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه ولي هيچكي نباشه... نتونه به هيچكي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه تا دردش رو به يكي بگه ... نتونه اخرش برسه به يه بن بست ... ... تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه اونو خالي كنه ... اما راهي رو نمي بينه سرش روكه بالا مي كنه اسمون رو مي بينه به اون هم نمي تونه بگه... اخه خيري از اسمون هم نديده مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟
sasan pool
این آهنگ داستان حال و روز من هست.واقعا به شاعرش تبریک میگم.از وقتی که شنیدم همینجوری دارم گریه میکنم.و حسرت می خورم.این سایت فایل صوتیشو قبول نمی کنه.نمیدونم چرا ولی متن شعرش در دید گاه براتون میزارم.
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛
1390/11/5 - 01:35آرایشگر گفت: “من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد.”
مشتری پرسید: “چرا؟”
آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض میشدند؟ بچههای بیسرپرست پیدا میشدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.”
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمیخواست جروبحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من اینجا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”
مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.”
آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.”
مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”