یافتن پست: #حرف

mahdi
mahdi
بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟ پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 12:21
رضا
رضا
عاقبت خواهم مرد.... نفسم مي گويد وقت رفتن دير است..... زودتر بايد رفت.....رازها را چه كنم؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 10:03
+2
gha3m
gha3m
دوست دختر غضنفر بهش مي گه يه حرفي بزن تا قلبم وايسه، غضنفر بعد از کمي فکر مي گه: “داداشت پشت سرته!”
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 05:38
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم مغازه میگم اقا نو شابه دارید؟ میگه مشکی؟ میگم پـَـــ.. یهو گفت:زهر مار یه چیزی یاد گرفتن پـَـــ نــه پـَـــ برو بیرون... گفتم چرا نمیزاری حرفمو تموم کنم؟ پـَنیرم دارید؟ کلی عذر خاهی کرد گفت کیلوی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 00:01
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بعد هرگزی آروم و خیلی آقا نشسته بهش می گم چرا حرف نمی زنی؟ میگه حرف بزنم که تو پ ن پ ش کنی بفرستی رو فیس بوک؟ پـَـــ نــه پـَـــ پ ن پ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:56
+2
مهسا
مهسا
عشق را دوست دارم اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندومت ولی می تونم باهات گریه کنم. اگه یه روز نخواستی به حرفهام گوش بدی خبرم کن.قول می دم که خیلی ساکت باشم. اگه یه روز خواستی در بری بازم خبرم کن...قول نمی دم که ازت بخوام وایسی اما میتونم باهات بدوم. اما اگه یه روز سراغم رو گرفتیو خبری نشد...سریع به دیدنم بیا حتما بهت احتیاج دارم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:33
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ت[!] رووم اومدم روی تاک حرف بزنم پسره پریده رو تالک میگه ساره جون میخوای حرف بزنی؟ پ نه پ می خوام بشینم رو تاک نذارم تو حرف بزنی پـَـــ نــه پـَـــ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:31
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:09
مهسا
مهسا
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یك حرف ساده بود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:04
+2
sasan pool
sasan pool
طرف زنگ زده میگه میتونم با شما آشنا بشم؟میگم نه .بعد میگه زن داری؟میگم نه از ازدواج و این حرفها بدم آمده.میگه شغلت چیه حساس ؟میگم آره بابا استاندار قزوین هست من هم زیر مجموعه اون هستم.میگه نمیب خوای با من دوست بشی؟میگم نه.میگه من پولدارم بابا آزرا داره.گفتم نمی خوام.بعد میگه من عاشق صدات شدم.انگار صدای آلن دلون شنیده.بعد میگه عزیزم من یک خواهشی داشتم.من از خونه نمیتونم بیرم بیرون برای من یک شارژ 10 هزار تومنی بفرس.خانوم پولدار ما رو نگاه کن.{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 18:24
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ