یافتن پست: #حرف

maryam
maryam

کور باش بانو !!!!
نگاه که می کنی می گویند نخ داد ....
عبوس باش بانو !!!
لبخند که می زنی می گویند پا داد ...
لال باش بانو !!!!
حرف که می زنی می گویند عشوه فروخت ....
زندگی برای تو راحت نیست !!!! اما ...
تو صبور باش بانو !!!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/18 - 22:46
+3
*elnaz* *
*elnaz* *

سگی پارس می کند



و ناگاه



پایم گیر می کند به فلسفه ی هگل



و تمام حرفهای عاشقانه ام



از چمدان پدری ام می ریزند بیرون



دستم را می گذارم بر اشک هایم



و دود بهمن آبی را می دهم بیرون



..



سگ پارس می کند و من می ترسم



از چشهمایش که نه !



از درد کنج چشم هایش



و تمام تنم که نه



تمام ته مانده ی تکه هایی از دلم می لرزند



..



می ایستم



پک بعدی را عمیق تر میزنم 



واژه هایم را تقسیم می کنم



و اشک هایم را پاک ..


دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:54
+5
maryam
maryam
دوست داشتن آدم ها را
می توان از توجه آنها فهمید
وگرنه
حرف را که همه می توانند بزنند 
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:51
+5
*elnaz* *
*elnaz* *

چه احساس غريبي ست




وقتي كه پر از گفتگويي،




پر از حرفي،




پر از شعري...




پر از فريادي...




اما ديگر هيچ حوصله اي،




حتي براي نوشتن هم نداري...



 



نه واژه اي براي بيان مي يابي...




نه محرمي براي گفتگو،




نه حنجره اي براي برآوردن ِ فريادي...



 



تنها مي ماني...!



 



مثل يك ماهي ِ تنهاي اسير در دل ِ تُنگ...




مثل يك شاپرك ِ زخمي و خسته و گنگ...



 



هوس ِ اقيانوس و هزاران گل مريم در دل داري!



 



خواب ِ درياي زلال، خواب گل هاي سپيد،




خواب ِ رهايي از بند، خواب پريدن در باد...




چه احساس هاي لطيفي، چه روياهاي قشنگي،



 



اما افسوس تمام ِ سهم تو از بيداري...




ميشود غم تنهايي و روزهاي تكراري...!



 



مات و مبهوت و غريب...




به روياهايت خيره مي ماني...




فقط نگاه ميكني...




فقط سكوت ميكني...




زل ميزني به ناكجا...




دوباره بغض ميكني...



 



دوباره سکوت


دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:25
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 14:32
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 13:10
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معلم زبان انگلیسی دوران دبیرستان ما کلا سر کلاس انگلیسی حرف میزد
از سلام تا اخر کلاس

یه دفعه داشت متن کتاب رو میخوند منم خفن رفته بودم تو فکر ...

یهو به من گفت : READ !

منم که هول شده بودم خیلی جدی گفتم کی ر ی د؟

هیچی دیگه از شدت خنده کلاس رفته بود رو هوا

:))

واقعا حقم بود اخراج شم؟؟
دیدگاه  •   •   •  1393/03/16 - 21:34
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرخالم رفته خواستگاری....
.
.
.
.
.
.
رفتن تو اتاق با هم حرف بزنن دختره میگه
من قصد ازدواج ندارم پسر خالم کم نیاورد
گفت :منم اومدم خونتون موز بخورم...
دیدگاه  •   •   •  1393/03/16 - 21:24
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به رفیقم میگم توکه عشقت خوشگله چرا بهش خیانت میکنی؟ گفت چلوکباب هم خوشمزه ومجلسیه. ولی خوب من کشک بادمجون هم دوست دارم ؛
یعنی خداوکیلی حرفش قانع کننده بود .
دیدگاه  •   •   •  1393/03/16 - 17:12
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه معلما میگن چرا وقتی من درس میدم حرف میزنید‌...!!؟

اما تا حالا از این زاویه نگاه نکردن که‌:چرا وقتی ما حرف میزنیم درس میده!!؟‌‌
دیدگاه  •   •   •  1393/03/16 - 17:07
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ