یافتن پست: #حرف

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دیدگاه  •   •   •  1393/02/26 - 12:14
+7
*elnaz* *
*elnaz* *
حوا سیب چید یا گندم؟خودش هم نمی دانست!!!

پسران ادم انگار یادشان رفته بود


حوا به خاطر چشمان آدم بود که مست شد و


ازبهشت رانده شد،از ان پس تمام حرفهایشان


لعن و نفرین به حواست،که اگر تو نبودی


و ان سیب را نمی خوردی ما الان در بهشت بودیم


حوا اگر ان سیب را نمی چید،یا ان گندم را نمیخورد


آدم عشق را در کدامین مزرعه به بازی می گرفت؟


تا ارثیه ی شما باشد بازی با عشق دختران حوا!!!


خدا گفت:حوا به من خیانت کرد پسران آدم


به تمام حواهای دنیا

دیدگاه  •   •   •  1393/02/26 - 01:34
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
حرف زدن چه چیز وحشتناكی است ...
كه بزرگترین احترام به هركس این است كه ...
به احترامش  یك دقیقه سكوت می‌ كنند ...!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/26 - 01:08
+3
محمد
محمد

"میخواهمت"....

این خلاصه ی تمام حرف های عشقانه ی دنیاست..!

دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 22:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داداش کوچیکم یکی از امتحاناشو نوزده و نیم گرفته
الان سه روز از ناراحتی با هیشکی حرف نمیزنه ....

اونوقت من تو امتحانات اخیر به تنهایی 4 نمره میانگین نمرات کلاس رو پایین اووردم
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 21:04
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه یه موقع حرفی زدم که ناراحت شدید... بگید تا دوباره بگم جیگرم حال بیاد!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 20:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج



ای موی پریشان تو دریای خروشان

بگذار مرا غرق کند این شب مواج



یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج



ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده

جز عشق نیاموختی از قصه حلاج



یک بار دگر کاش به ساحل برسانی

صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 18:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر دانشجو ، عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش شده بود .
بالاخره یک روز به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و ازش خواستگاری کرد.

اما دختر ، به شدت عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. و اون رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست دانشگاه اطلاع می ده...
روزها از پی هم گذشت و چند ماه بعد ، دختر برای امتحان از پسر عاشق، یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت : ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت “
اگر منو بخشیدی بیا تا باهام صحبت کنیم .

ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
.
.
دختر بیچاره نمی دونست پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند. :
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 19:33
+8
maryam
maryam
نا پایدار ترین حرفا.. بر روی تختخواب زده می شود.. زیاد رویش حساب نکنید.....
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:24
+2
*elnaz* *
*elnaz* *

خدايــــــــــــا  ؛


 


 ايـن روزهــا


 


حرفهـــايم بوی نـاشـــکری مي دهنــد


 


 امـــا تــــــــو...


بـه حســـاب تنهـــايي


 


 و دردی که می دانی بگـــذار...

دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 01:53
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ