*elnaz* *
حرف زدن چه چیز وحشتناكی است ...
كه بزرگترین احترام به هركس این است كه ...
به احترامش یك دقیقه سكوت می كنند ...!
♥ نگار ♥
داداش کوچیکم یکی از امتحاناشو نوزده و نیم گرفته
الان سه روز از ناراحتی با هیشکی حرف نمیزنه ....
اونوقت من تو امتحانات اخیر به تنهایی 4 نمره میانگین نمرات کلاس رو پایین اووردم
♥ نگار ♥
اگه یه موقع حرفی زدم که ناراحت شدید... بگید تا دوباره بگم جیگرم حال بیاد!!!
♥ نگار ♥
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
♥ نگار ♥
پسر دانشجو ، عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش شده بود .
بالاخره یک روز به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و ازش خواستگاری کرد.
اما دختر ، به شدت عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. و اون رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست دانشگاه اطلاع می ده...
روزها از پی هم گذشت و چند ماه بعد ، دختر برای امتحان از پسر عاشق، یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت : ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت “
اگر منو بخشیدی بیا تا باهام صحبت کنیم .
ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
.
.
دختر بیچاره نمی دونست پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند. :
maryam
نا پایدار ترین حرفا.. بر روی تختخواب زده می شود.. زیاد رویش حساب نکنید.....