یافتن پست: #حسرت

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه نسل غم انگیزی هستیم..

دنبال یک اتاق خالی،که موزیک گوش کنیم و چایی بخوریم و حسرت...

همین...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 17:18
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می گویند که ساکتم !
حکایتمان را برای هر که بگویم باورش نمی شود که آن همه عشق ، آن همه نیاز ، آن همه امید
ولی این همه حسرت
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 11:13
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم تمام هستی ام یک قلب پاک است که آنرا زیر پایت می گذارم شبی غمگین شبی باران و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من می گفت تنهایی غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد تمام هستیم بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:03
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عشق یعنی انتظاروانتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی از فراقش سوختن

عشق یعنی سر به در آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچو یوسف قعرچاه

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست

عشق یعنی هر چه در دل آرزوست

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی یک تبسم یک نگاه

عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 01:27
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تن محنت کشی دارم خدایا

دل حسرت کشی دارم خدایا

ز شوق دلبر و داد و فراقش

به سینه آتشی دارم خدایا
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 01:11
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


آهای غریبه ... !!! کنارش میشینی و فقط با چند ایه قرآن محرمش می شوی ... !!! و من آشنا با یک دنیا عشق و حسرت به او نامحرمم ... !!!


دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 12:14
+5
be to che???!!
be to che???!!

اي كساني كه مامور دفن من هستيد ومرا به گورستان ميبريد..


اي كاش ميدانستم اولين كسي كه برسر قبر من مي آيد وآخرين كسي كه مرافراموش ميكند كيست..


پارچه سياهب روي تابوتم بگذاريد تاهمه بدانند كه من بخت سياه بوده ام..


چشم هايم راباز بگذاريد تاهمه بدانند چشم انتظار بوده ام..


دست هايم راباز بگذاريد تاهمه بدانن دست ازنياز رفته ام..


وقطره اي اشك ازگونه هايم بريزيد تاهمه بدانند اشك حسرت ريخته ام..


برگي از دفترخاطراتم را به همه نشان دهيد تاهمه بدانن ناكام مرده ام..


برروي قبرم غالب يخي بگذاريد تابا اولين طلوع نورخورشيد اول به جاي پدرم و دوم به جاي معشوقم اشك بريزد و برسر قبرم بنويسيد:


آرزو به دل گشته دراين كلبه خاموش..


او زاده غم بود زغمهاي جهان گشته فراموش..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:02
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 14:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دراز میکشم ،

خیره میشوم به سقف ،

حسرتها را میشمارم :

یک ..، دو ..، ....... هـــــزار !

نگاهم ، هراسان می بلعد باران همیشگی اش را

و باز در ، دل خفه میشود

فریاد بغضی که بوی کهنگی گرفته است ..!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:35
+4
nanaz
nanaz
سخت است
سخت است درک کردن دختری که غم هایش را خودش میداندودلش
که همه تنها لبخندهایش را میبینند
که حسرت میخورند بخاطرشادبودنش
بخاطرخنده هایش
وهیچکس جزهمان دخترنمیداندچقدرتنهاست
که چقدر میترسد
ازباختن
ازاعتمادِبی حاصلش
ازیخ زدن احساس وقلبش
اززندگی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 02:03
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ