یافتن پست: #حس

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO



@moricarlo
کاش زندگی نبرد شیشه و سنــگ نبود

بیــن داس و اُرکیده همیشـه جــنگ نبود

کاش فرق زن و دختر یک پرده ساده نبود

کاش زن بودن در این ســـرزمین ننگ نبود

حسین ایرانی
1392-2-7


دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:52
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 16:40
+1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
[لینک]
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/06/11 - 09:47]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 09:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنـیــآ بــآزی هــایـت رآ ســرم در آوردی
گـــرفتنــی هــآ رآ گــرفتــی
دآدنــی هــآ رآ نـــدآدی
حســـرت هــآ رآ کـــآشتــی
زخـــم هآ رآ زدی
دیــگر بـس آســت...
چیــزی نمــآنــده..بگــذآر بخــوآبــم
محتــآج یــک خــوآب بــی بیــدآرم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 22:48
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گنجینه رازی است بهر مویت وز آن موی هر چنبره ماری است به گنجینه رازتای سیب بهشتی به لب و گونه گلگونداغ است دل لاله که دیوی زده گازتدر خویش زنیم آتش و خلقی به سر آریمباشد که ببینیم بدین شعبده بازتکبک و بره شاید به سر سفره شاهاندرویش تو سر کن به همین نان و پیازتصد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار ای جاده انصاف ندیدیم ترازتشهری به تو یار است و غریب اینهمه محرومای شاه نبازم دل درویش نوازت سید محمد حسین شهریار
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:46
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ناله روح وای چه خسته می کند تنگی این قفس مرا پیر شدم نکرد از این رنج و شکنجه بس مرا پای به دام جسم و دل همره کاروان جان آه چه حسرت آورد زمزمه جرس مرا گرگ درنده ئی به من تاخت به نام زندگی پنجه که در جگر زند نام نهد نفس مرا طوطی هند عالم قدسم و طبع قند جو وه که به گند خاکیان ساخته چون مگس مرا من که به شاخ سرو و گل پا ننهادمی , کنون دست نصیب بین که پر دوخت به خار و خس مرا آب و هوای خاکیان نیست به عشق سازگار آتش آه گو بسوز آنچه به دل هوس مرا جز غم بی کسی در این سفله سرای ناکسی من نشناختم کسی گو مشناس کس مرا ناله شهریار از این چاه به در نمی شود ور نه کمند مو هلد ماه به دسترس مرا

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:41
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیگر نگاه وصف بهاری نمی کند شرح خزان دل به نگاه زبانش است من دل بخواه خویش نجستم
ولی خدا با هر کس آن دهد که به جان دل بخواهش استمن کیستم ؟
اسیر محبت گدای عشق وز ملک دل که حسن و هنر پادشاهش است
در شهر ما گناه بود عشق و شهریارزندانی ابد به سزای گناهش است
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:40
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دست دوستم يه گوشي ايفون ديدم حسوديم شد اومدم خونه به مامانم ميگم من يه اپل ميخوام!!ي لبخند مرموز زد! شب که بابام اومد دستش يه پلاستيک سيبه ميگه تو فک کردي من وبابات انگليسي بلد نيستيم!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 19:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدین ﻇﻬﺮﺍ ﻛﻪ ﺁﺩﻡ ﻣﻴﺨوﺎﺑﻪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﭘﺎ ﻣﻴﺸﻪ ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﺩﺍﺭﻩ!

ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻭﺧﺘﻰ ﻛﺴﻰ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﺎﺷﻪ!!!
ﻻﻣﺼﺐ ﺍﺻﻦ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺷﺒﻪ؟

ﺭﻭﺯﻩ؟

ﻇﻬﺮﻩ؟

ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ؟

ﻓﺮﺩﺍﺳﺖ؟

ﺩﻳﺮﻭﺯﻩ؟

ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩن ﺗﻮ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻮﻧﺪﻯ؟

ﺗﻮ ﻣﺮﺩﻯ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻮﻧﺪﻥ؟

ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﻫﻴﺸﻜﻰ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ؟

ﺍﻻﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻣﺮﻳﺨﻪ؟

ﺯﻣﻴﻨﻪ؟

ﻫﻮﺍﺳﺖ؟ ﻓﻀﺎﺳﺖ؟

ﻣﻦ ﻣﻨﻢ؟

ﺍﻻﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻰ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ؟

اصن یه وضی!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 18:06
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ