دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است
چاره کن دردکسی کز همه ناچارتر است
من بدین طالع برگشته چه خواهم کردن
که زمژگان سیاه تونگون سارتر است
گر توام وعده ی دیدار ندادی امشب
پس چرا دیده ی من از همه بیدارتر است
هر گرفتار که در بند تو می نالد زار می برد
حسرت صیدی که گرفتار تر است
عقل پرسید که دشوارتراز مردن چیست
عشق فرمود فراق ازهمه دشوارتر است
در جهان قصه کوتاهی دیوار مخور حسرت کاخ رفیقو زر بسیار مخور گردش چرخ نگردد به مراددل کس غم بی مهری مردم بی عار مخور
بعضی آدمها حرفهایی می زنند که شنونده دوست دارد بشنود، حتی اگر آن حرفها دروغ و نادرست باشد. مردم اسم این آدمها را گذاشته اند " با سیاست". ولی من اسمشان را گذاشته ام " آدمهای کثیف".
بعضی آدمها همیشه راست می گویند و صداقت از خشنودی طرف مقابل برایشان مهم تر است. مردم به این آدمها می گویند" ساده" . ولی من اسمشان را گذاشته ام " آدمهای سالم".
در اینجا که ما زندگی میکنیم "آدمهای سالم" چندی است که کمرنگ شده اند و نقش "آدمهای کثیف" روز به روز پر رنگ تر می شود، شاید دلیلش خود ما باشیم. شاید چون راه را اشتباه گرفته ایم.
بعضی آدمها باران را احساس می کنند بقیه فقط خیس می شوند...