یافتن پست: #خاطره

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مورد هم داشتیم طرف دبیرستانی بوده پست های دانشجویی میفرستاده!!!تازه کلی هم از دانشگاه خاطره داشته!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/11 - 21:37
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

خاطره ی اقا پسر
با رفیقم دعوام شده ,زنگ زده به دوست دخترم گفته:
کوروش با یه دختره دیگه رفیقه ,
دوست دخترم زنگ زد فحش و کشید به من و قطع کرد
منم زنگ زدم به دوست دخترش گفتم:
حامد با یه دختره دیگس نسترن ,
دختره میگه:
" خاک به سرم , دیروز گفت بیا خونمون خالیه , نرفتم حتما ناراحت شده , بذا بش زنگ بزنم برم خونشون , بذا سر راه یه کادو هم براش بگیرم کوروش نه ؟ خدا کنه منو ببخشه"

دیدگاه  •   •   •  1392/09/11 - 21:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من ارگ بمم خشت به خشتم مت[!] ،
تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی ،
در هر نفس و هر قدم اینست دعایم ،
در زیر و بم خاطره آزرده نباشی....
دیدگاه  •   •   •  1392/09/11 - 19:00
+2
AmirAli
AmirAli
ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار منو از خاطره کم کن ٬ تا ابد خدا نگهدار
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 19:01
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
از تو بیشتر !
خاطره هایت را دوست دارم که با من مانده اند ، آرام و بی ادعا و وفادار
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 01:14
+4
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:05
+7
zohre
zohre

دست هایم را کسی نمیگیرد در جیب میگزارم... شاید در ته جیبم خاطره ای مانده که هنوز گرم است

دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 18:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

✿دلشوره عجیبی دارم!!!
مدام دستِ زمان را می گیرم
که بی تو نگذرد
وخاطراتت دور نشوند،
قدیمی نشوند،
ونزدیک به خودم بمانند
دست پاچه ام!!!
یک لیوان آب هم در دستم بند نمی شود
حواسم نیست
اصلا یادم نمی یاد
که بی تـــو
چند بار شکسته ام!!؟؟
چند بار در خودم
تــو و خودم را برای همیشه
کشته ام!!!
تعریف ندارد
نبود تــو
نمی شود آن را نوشت
یا چیزی نیست که بشود آن را نقش بست
باید هر روز با بغض
بیل کلنگی بیاورم
وخودم را
میان خاطره ای از تــو خاک کنم . . .

√آن قدر نیمه ی خالیم را دیدی،که نیم دیگرم هوس خالی شدن کرد!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 22:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

.خاطره ی آقا پسری
ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ،ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﺸﺪ!
ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺭﻭ ﻧﯿﻤﮑﺖ ؛ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ
ﺑﺎﺯ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﺸﺪ
ﺑﻼﻝ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﺸﺪ
ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﺸﺪ
ﻋﺼﺮ ﺷﺪ ﺭﻓﺘﯿﻢ رفتیم جیگرکی باز خونمون خالی نشد
ﻫﻮﺍ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺷﺪ رفتیم شام خوردیم؛ﺑﺎﺯ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﺸﺪ
ﺳﺎﻋﺖ 12 ﺷﺐ ﺷﺪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ:
ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﺸﺪدیگه ﺑﺮﻭ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ
ﮔﻔﺖ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺑﺮﻡ
:|.

دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 17:21
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
چشمان مرا به چشمهایش گره زد
بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 13:23

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ