یافتن پست: #خدایا

مهسا
مهسا
خدایا حواست هست؟! صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید که تو از رگش به من نزدیک تری ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:35
+5
ronak
ronak
خدایا یاریم کن اگر روزی چیزی را شکستم دل نباشد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:34
+7
مهسا
مهسا
دیروز برای رسیدن به تو از خود می گذشتم و امروز... برای رفتن تو در خود می شکنم! خدایا فردا را به تو می سپارم که نه قلبی برای شکستن دارم و نه امیدی به رسیدن...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:46
+3
مهسا
مهسا
خدایا ! آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:43
+3
ronak
ronak
ای خدا جون.به این مردم بگو بمن گوشت یخی ندند موشها را کوچکتر کن تا من بتونم انها را بگیرم بگو بمن کفش لنگه نزنند وبیخودی دنبالم نکنند .من که کاری به انها ندارم خدایا تو این سرمای زمستون .بگذارند با گرمای لوله اگزوز ماشینشون خودم را گرم کنم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 22:50
+4
رضا
رضا
خدایا شرح غم خواندن چه سخت است ز داغ لاله پژمردن چه سخت است نمیدانی که با دست بریده ز پشت اسب افتادن چه سخت است اگر تیری درون چشم باشد نمیدانی زمین خوردن چه سخت است نمیدانی که با چشمان خونین جمال فاطمه دیدن چه سخت است کنار علقمه با مشک خالی ببین شرمنده گردیدن چه سخت است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 11:51
+3
تنها
تنها
خدایا ما رو به خاطر یه سیب از بهشت انداختی رو زمین ، به خاطرآب انگورمیندازیمون جهنم ، خدایا با میوه ها مشگل داری!!{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 21:22
+4
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یه کشیشی داشته توی یه بیابون می رفته، میفته تو یه چاه. هی داد زد خدایا کمکم کن خدا کمکم کن. یه ماشین آتش نشانی اومد، یه طناب انداخت و گفت طنابو بگیر بیا بالا. کشیش گفت ولم کن فقط خدا باید کمکم کنه، خدا بهم کمک می کنه. گفت طنابو بگیر بابا همینجا میمیریا. گفت نه خدا به من کمک می کنه. کشیش میمیره میره اون دنیا به خدا میگه خدا من این همه به تو ایمان داشتم این همه عبادت کردم، چرا کمکم نکردی؟ خدا بهش گفت آخه بی پدر و مادر، تو نگفتی ماشین آتش نشانی وسط بیابون چیکار میکنه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:11
+1
رضا
رضا
حالا که تموم شد،تو هم داری می ری مبادا که دست کسی رو بگیری خدایا نگاه کن دست تو چه وقتی پر از اشکم اما می خندم به سختی گلومو رها کن تو ای هق هق من می مردم برا اون،نبود عاشق من مبدا که عشقم تو قلبش بمیره می ترسم که دست کسی رو بگیره بگین کاری اینبار ازم بر نیومد بگین کم آوردم یا صبرم سر اومد بگین باز بیاد و به قلبم بشینه بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه تو احساس من رو چه راحت ربودی اگر من شکستم مقصر تو بودی مگر منرو در حد مردن ندیدی؟ تو دلـخر نبودی،چـرا دل بـــــ[!]؟ دلم روز و شبها تو تنهایی سر کرد بگین که تموم دعاهاش اثر کرد بگین اونو دست خدامون سپردم بگین مقصر نبودم،ولی پاشو خودرم بگین خیلی وقته که صبرم سر اوم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 12:28
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ