یافتن پست: #خدا

gamer
gamer
- رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـــ نه پـــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:22
+3
mohsen
mohsen
تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:13
+1
سیمین
سیمین
خدایا .... روزگار بدی است دل شکسته و گرفته که باشی نه کسی آنرا با محبت بند میزند و نه مرحمت میشود.... چكش بر میدارد تا باقی نشکسته را خوب خرد کند!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 14:27
+5
مهسا
مهسا
معلم براي سفيد بودن برگ نقاشي ام تنبيهم كرد و همه به من خنديدند... معلم خودش هم نفهميد من "خدايي" رو كشيده بودم كه خودش ميگفت: ديدني نيست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:13
+1
ronak
ronak
صدام كن اين َدم آخر آخه فردا ديگه ديره آخه فردا ديگه نيستم كسي جامو ...... خداحافظ كه دلگيرم سراغت رو نه نميگيرم ببين گفتم خداحافظ .. يه كاري كن دارم ميرم يه كاري كن بذار حتي بمونم تو بهم بَد كن پشيمون ميشم از رفتن بيا راه منو سد كن واسه رفتن بگو ديره بگو شب دست پا گيره دارم راهي ميشم جونم چرا گريه ت نميگيره چرا با چشماي گريون ميخواي باشم يه سرگردون پاشو اين لحظه حساس يه جوري منو برگردون .. برگردون .. برگردون بهم چيزي بگو حتي بگو َبد كردي بيرحمي يه كاري كن دارم ميرم چرا اينو نميفهمي نميفهمي چرا بي تو من از شب گريه ها خيسم اگه رفتم گناهش رو بايد پاي كي بنويسم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:13
+4
ronak
ronak
این عکس گویای 1000 ها کلمه است...چند لایک ....چند شعر برای این انسان....؟؟؟؟؟
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:11
+5
مهسا
مهسا
بعضی آدم‌ها را خدا پرستو آفرید مهاجر ... ... از کویی به کویی از یک دل به دلی دیگر!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:10
+3
مهسا
مهسا
هميشه آرزوهايي كه داري يه جا ننويس،ميدوني چرا ؟چون خدا اونها رو يادش نميره،اين ماييم كه يادمون ميره، چيزهايي كه الان داريم،آرزوهاي ديروزمون بوده كه خدا بهمون داده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:10
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
بابایی بخدا نیمی خواستم کفشاتو بپوشم شیطون گولم زد به جونه ثریا ( دختر همسایشون که خیلی دوسش داره) راست میگم :(
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:06
+6
مهسا
مهسا
وقی وجود" خدا" باورت شود،،، "خدا" یک نقطه میگذارد زیر باورت،،،و" یاورت" میشود!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:16
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ