mohsen
تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيلميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!
ronak
صدام كن اين َدم آخر آخه فردا ديگه ديره آخه فردا ديگه نيستم كسي جامو ...... خداحافظ كه دلگيرم سراغت رو نه نميگيرم ببين گفتم خداحافظ .. يه كاري كن دارم ميرم يه كاري كن بذار حتي بمونم تو بهم بَد كن پشيمون ميشم از رفتن بيا راه منو سد كن واسه رفتن بگو ديره بگو شب دست پا گيره دارم راهي ميشم جونم چرا گريه ت نميگيره چرا با چشماي گريون ميخواي باشم يه سرگردون پاشو اين لحظه حساس يه جوري منو برگردون .. برگردون .. برگردون بهم چيزي بگو حتي بگو َبد كردي بيرحمي يه كاري كن دارم ميرم چرا اينو نميفهمي نميفهمي چرا بي تو من از شب گريه ها خيسم اگه رفتم گناهش رو بايد پاي كي بنويسم
ronak
این عکس گویای 1000 ها کلمه است...چند لایک ....چند شعر برای این انسان....؟؟؟؟؟