یافتن پست: #خسته

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضی وقت ی سری انتخابهای اشتباه میکنی
یکیو انتخاب میکنی که لیاقت بودن کنارت رو نداره
یکیو دوست داری که دوستت نداره
افسرده میشی
نا امید میشی
خسته از زندگی
ولی ی نفر میاد سر راهت قرار میگیره که جهنم رو برات بهشت میکنه
ی زندگی میسازه که تموم سختیاتو فراموش میکنی
خــــــــــــــــــــــدایا شکرت که این ی نفر رو بهم دادی:)
دیدگاه  •   •   •  1394/06/27 - 12:26
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1394/04/16 - 15:40
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خداییش تعارف نکنین

هروقت از روزه داری خسته شدین ..

بگین من عکسمو بفرستم براتون ..

تا ماه رویت شه!
3 دیدگاه  •   •   •  1394/04/9 - 14:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بوی شوم امتحان آید همی, یار صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم وتعلم خسته ایم،دل به امید تقلب بسته ایم

مابرای کسب مدرک آمدیم،نی برای درک مطلب آمدیم !
دیدگاه  •   •   •  1394/03/7 - 22:02
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
♥آخرای ﺷﺐ ﻣﯿﺸﻪ .....♡
♥خسته ...♡
♥ﻣﯿﺮﯼ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯽ ...♡
♥ﺩﻟﺖ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﮐﺎﺭﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...♡
♥ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﮑﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮕﻪ ...♡
♥ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﻪ♡
♥ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﻢ ﺑﮕﻪ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ...♡
♥ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ ﮐﺎﻓﯿﻪ ...♡
♥ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﯼ ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺒﯿﻨﯽ که♡
♥ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻬﺶ پیام ﺑﺪﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ ... ؟!؟!♡
♥اما تا ﻣﯿﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﺶ میبینی ...♡
♥هه (Online) یه خنده ی تلخ ...♡
♥ﯾﻪ ﺁﻩ ﺁﺭﻭﻡ ...♡
♥ﺑﻐﻀﺖ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﮔﻠﻮﺕ ﺣﺒﺲ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﯿﮕﯽ♡
♥ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ...♡
♥اون اینطوری شادتره ...♡
♥عکسشو میبینی ...♡
♥با خودت میگی ... "خوشبحالش ..."♡
♥بعد بغضت ...♡
♥بیخیال ...♡
♥هیچ کس ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﻧﻤﯿﺸﻪ ...♡
♥ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﻬﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ ...♡
♥ﺻبح ﻣﯿﺸﻪ ...♡
♥ﻭ باز میخندی ...♡
♥همه هم میگن خوشبحالش ...♡
♥چه زندگی شادی داره ...♡
♥هه ...♡
♥امروزم تموم شد ...♡
♥شب شد ...♡
♥امشب تکرار دیشب ...♡
دیدگاه  •   •   •  1394/03/5 - 11:28
TOOiTi
TOOiTi
1 دیدگاه  •   •   •  1394/03/4 - 18:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/25 - 20:57
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/15 - 20:04
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/15 - 19:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
" به مردی دل ببند که از علاقه اش به خودت مطمئنی"
قانون ِ رابطه های دوتایی این است
مرد باید عاشق تر باشد
مرد است که باید برای داشتنت تلاش کند
مرد است که باید پر باشد از نیاز ِ به تو
مرد است که باید بجنگد
تو چرا نشستی کنج اتاق و زانوهایت را بغل گرفتی
و اشک میریزی و روزهایت را آتش میزنی.هان؟
چند سالت است مگر؟
اینکه مینویسی خسته شده ای..
اینکه مینویسی دیگر کشش نداری..
این فاجعه است !
میفهمی؟فاجعه...
این روزهایت، بهترین روزهایت هستند...
حالاست که باید بخندی ،
حالاست که باید رها باشی و آزاد
حالاست که باید دخترانگی کنی ،
نه که همه را خط بزنی و بنشینی کنج اتاق
و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی
برای نداشتن ِ مردی که حواسش هم به تو نیست !
برگرد دختر...برگرد به زندگی!
دیدگاه  •   •   •  1394/02/12 - 22:23
صفحات: 1 2 3 4 5 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ