یافتن پست: #خودمان

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می گویند قانون است
که...
.
زن بنشیند
تا مرد نازش را بکشد !
زن کم باشد تا مرد بماند
می گویند مرد ها پررو می شوند
از شنیدنِ دوستت دارم
من اما می گویم :
.
این قانون ها مفت هم نمی ارزد
این ها قانون نیست اصلا !
این ها یک مشت غرورهایِ ظریف است
که بعضی ها
چاشنیِ بی مهری اشان می کنند
آنقدر درگیرِ این خزعبلات شده ایم
که هرچیزی غیر از این ها را
رویا می پنداریم
نه جانم !
صاف و ساده و صمیمی بودن
رویا نیست !
حقیقتیست که ما قایمش کرده ایم
برایِ خاطرِ خیالاتِ باطلِ خودمان !
.
مرد و زن ندارد !
به نقطه ی" مـــــــــــــا شدن" که رسیدی ،
شورانگیز ترین باش
برایِ عاشقانه هایت !
میانِ جمع رویش را ببوس
میانِ مردم فریاد بزن
دوستت دارم
2 دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 13:22
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ...
ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ،ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ...
ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ...
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ، ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ...
ﺑﯽ ﺻﺪﺍ !!! ﺑﯽ ﻫﯿﺎﻫﻮ!!!
ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ...
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺭﺳﯿﺪﯾﻦ !!!
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺑﺎﻗﯽ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ؟ !
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻮﻕ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﯼ ؟ !
ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟ !
ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ...
ﺷﻨﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ...
ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ...
ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ...
ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ !
ﺁﻫﻨﮓ ﺑﺎﺭ ﺩﻫﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ!
ﻫﻮﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ!
ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺷﺪ!
ﭼﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺷﺪ !
ﻏﺬﺍ ﯾﺦ ﮐﺮﺩ !
ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺑﺎﺯ ﻣﺎﻧﺪ ...
ﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻗﻔﻞ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ !
ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﮐﯽ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ !
ﻭ ﮐﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪ !
ﻭ ﮐﯽ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﯾﻢ!!!
ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ...
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻧﺨﻨﺪﯾﺪﯾﻢ ...
ﻭ ﺩﻝ ﻧﺒﺴﺘﯿﻢ ...
ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯾﻢ ...
ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪ ...
ﻭ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﯽ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ؟ !
ﻭ ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ؟ !
" ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ...
دیدگاه  •   •   •  1393/03/2 - 20:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برایم کف زدند
در آغوشم گرفتند
تایید و تشویقم کردند...که آخر فراموشت کردم
دیگر تا ابد بر لبانم لبخندی تصنعی مهمان است
اما بین خودمان باشد،
هنوز تنها
دلبرکم تـ...ـو هستی لعنتی !!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/22 - 22:04
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥









بعضی وقتا دلم میخواهد

خودمان رابزنبم

به کوچه علی چپ ها

وبعد یک هو

ببینیم

از خیابان اصلی سردر آورده ایم

یک ماشین دربست

بگیریم وبرویم تا ته دنیا

باهم بنشینیم

لبه پرتگاهش

وهی پاهایمان را تکان بدهیم

تخمه بشکنیم وبلند بخندیم...



دیدگاه  •   •   •  1393/01/19 - 16:56
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

یادمان باشد 


وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم


در برابرش مسئولیم...


در برابر اشکهایش


شکستن غرورش


لحظه های شکستنش در تنهایی


و لحظه های بی قراریش


و اگر یادمان برود


در جایی دیگر


سرنوشت یادمان خواهد آورد


و این  بار ما خود فراموش خواهیم شد

دیدگاه  •   •   •  1393/01/16 - 18:45
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.ﻣﻦ ﻫﻨوز
ﮔﺎﻫﯽ
.
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ

ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ
"ﺗﻮ" ﺭﺍ...
.
.
.
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:48
+3
محمد
محمد
عاشقانه ترین قسمت داستان عشق ما،
همین آخرش بود....
جایی که به خاطر آرامش دیگری، خودمان را به فراموشی زدیم........!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 21:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیا باز هم خودمان را به نفهمی بزنیم !
گاهی بفهمی ، نفهمی … نفهمی ، اوج فهم است !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 20:31
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
کاش به قیمت لبریز کردن دیگران از غصه ، خودمان را خالى نکنیم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 20:23
+5
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/09/10 - 19:09
+4
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ