♥ نگار ♥
آیا می دانستید در دهان اسب مایعی وجود دارد كه اگر گازتان بگیرد درجا میمیرید؟
آیا می دانستید همه ما یك تار موی قرمز داریم؟
آیا می دانستید كه مغز ما خالی است؟
.
.
.
.
.
.
.
نمیدانستید؟؟؟
چه جالب منم نمیدونستم چون همشو از خودم در آوردم...
لایك كن بیخیال ^-^
♥ نگار ♥
↩هے توووووو↪✔
▂▂ خَـــــــــــز شـُــــدی اَز بَــس
دَس بِـه دَس شــُــــدی✘✘✘
هِـــــEــHـــــه
☜تـــو هَـم واسَـم رَفتــی تـو لیســتِ
【اَمـــــــــــــــــوات】
☜وْاسِه شادیـــِه روحِـــت بُلّنــــــــد
【صَــلَــــــــــــــوات】
☜ﻣَـــــــــــــــﻦْ☞
ﺧـﻮﺩَﻣـــــﻮ ﻧَـــــــﮕِﺮِﻓـﺘَـــــﻢ➜➜
ﻓَــــــﻘَــــﻂ ﺍَﺯ ﺧِﻴـﻠﯿـــــــــــــــــﺎ
ﻓــــــﺎﺻِﻟِــــﻪ ﮔِـﺮِﻓــﺘَــــم✘✘✘
★☜تَـــــک پَــــــــــــری☞
⇭یَنـــی قــاطــــی نَشُدَنْ با هَــر...
⇉⇇خَـــــــــــری✘✘✘
⇚مــَــــــنْ⇛ از کسی متنفر نمیشم!!
فَقَـط بیخیالش میشم!!
اونـَــم یــِـــهــــــویے
❂✘ →گــــــــــــفتم "بوســــــــــــیدن" روبــــــــــــلدی؟ از خوشــــــــــــحالی پر درآورد وگفــــــــــــت آره بــــــــــــلدم! گفتم: مــــــــــــنو خاطراتــــــــــــمو "ببوــــــــــــس"بزارکنار هررررررررری!!!→❂ ✘
♥ نگار ♥
وتی:بیرم له سهرداخه!
وتم:ئهوه بیرت له سهرم چوو…
…خۆله دڵ داخه!
ترجمه:گفت:خیالم راازسرت بینداز!
گفتم:خب فرض که خیالت ازسرم رفت…
…دردل به مانندداغی همیشگی باقیست!
♥ نگار ♥
یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت... گلی شد. و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود، ولی نشد... بعدها هر چه شستمش پاک نشد؛ حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت! آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت: "این لباس چِرک مرده شده!" گفت: "بعضی لکه ها دیر که شود، می میرند؛ باید تا زنده اند پاک شوند!" چرک مُرده شد... و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت! بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید! حواست که نباشد لکه می شود؛ لکه اش می کنند! وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری، می شود چرک... به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است، تا زنده است، باید شست و پاک کرد...!
.
.
داستان کوتاه: شلوار سفید
احمد شاملو