یافتن پست: #خیال

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
یه خواهش کوچولو ازتون دارم
آره از تویی که داری این پست رو می خونی لبخند بزن ... بی خیال دنیا و غصه هاش
دیدگاه  •   •   •  1393/06/24 - 12:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میدونی؟
اره یه شبایی
بی اختیار
بدون اینکه بخوای
با چند تا کامنت قدیمی
عکس ازش
یه خاطره
نمیدونم
هرچی!
یادش خراب میشه رو سرت
بیخیال بی معرفتیاش میشی
میخوای بری بش
پی ام بدی
بگی اخه لامصب
دلم واست تنگه خو
یادت نیس؟
ولی من یادمه
یادمه هر روز با زنگ تو بیدار میشدم
یادمه کلی باهم حرف میزدیم
یادمه هروقت حرفامون قط میشد
چند دقیقه بعدش تو دلم میگفتم
الان پی ام میده
همون موقع پی ام میدادی
دیووونه ی من
کجایی
یادته شبا ؟
حتی اگه قهر کرده بودیم
ولی بازم بدون شب بخیرم
نمیخوابیدی؟
پی ام میدادی شب بخیر بگو میخوام بخوابم
یادته اگه چیزیم میشد به روت نمیاوردم
ولی هر چقدرم سعی میکردم
بازم میفهمیدی
انقد باهام حرف میزدی اروم شم یادته؟
یادته کامنت ثابت زیر پستام بودی؟
یادته عشقم بودی
عشقت بودم؟..
نه یادت نیس
فقط میدونی چیه ؟
عشقت ...حالش... خوب... نیست...ه م ی ن !
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 19:55
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به ع[!]ایت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...
کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ، کاش بودی و من دیگر از سردی نگاهت شاکی نبودم
هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ، هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ، هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ، چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ، آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ، بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم...
میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ، میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ، میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد ...
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست....


2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 18:21
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/19 - 18:02
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/15 - 22:32
+7
دیدگاه  •   •   •  1393/06/11 - 20:25
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی اومد با احساسم بازی کنه
گفتم گزارشگر خیابانیه بیخیال شد!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/11 - 20:06
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


ﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔــﺖ :

☜♚ﺗﻮﯾـــﻪ ﺟــﻮﺟﻪ ﺑـــﻮﺩﯼ ﮐـﻪ ﺗـــﻮ
ﺩﺳﺘـﺎﯼ ﻣـﻦ ﻣـــﺮﻍ ﺷـﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﻣــﻦ ﺩﻭﻥ ﺧـﻮﺭﺩﯼ ﺣــﺎﻻ
ﻭﺍﺳـﻪ ﯾﮑـﯽ ﺩﯾﮕـﻪ ﺗﺨﻢ ﻣﯿــﺬﺍﺭﯼ؟ !
ﻭﻟـﯽ ﺧـﺐ ﺧﯿﺎﻟـﯽ ﻧــﯽ✘
ﭼـﻮﻥ ﻃـﻮﻟﯽ ﻧﻤﯿﮑـــﺸﻪ ﮐﻪ ﺑــﻮﯼ ﮐــﺒﺎﺏ ﺷﺪﻧﺖ ﺑﻪ ﻣﺸـﺎﻣﻢ ﻣﯿﺮﺳـﻪ♚


کوتاه شود

دیدگاه  •   •   •  1393/06/10 - 19:50
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/9 - 20:16
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/8 - 20:56
+5
صفحات: 3 4 5 6 7 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ