یافتن پست: #دار

afsaneh heidari
afsaneh heidari
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند: تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آف[!]؟ خداوند گفت: غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من تا غمگین نباشه، به یاد خالق نمیافته!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:48
+6
afsaneh heidari
afsaneh heidari
آرزوهاتو یه جا یاداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه، خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری، آرزوی دیروزت بوده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:45
+6
mah3a
mah3a
دیدی آخر من را لمس کردی !!
ولی چه حیف
سنــــگ قبــــــر من احساس ندارد..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:44
+2
Alireza
Alireza
معلم:10تا سیب داریم من 9تاشو میخورم چندتا سیب میمونه؟
بچه:همون یکی رو هم وردار بخور بدبخت سیب نخورده
آخرین ویرایش توسط Belondy در [1390/12/26 - 17:41]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:40
+3
mah3a
mah3a
این روزها

احساس بـچـه اي رو دارم

كه رفـتـه تـو كــوچــه تــا بـازي كـنــه

ولـي كــسـي بـازيــش نـمـيــده!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:30
+4
payam65
payam65
تمام نوشته های من تقدیم به کسی که خیلی دوسش دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:23
+2
Alireza
Alireza
ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت (طنز)

سوءظن: در یونان باستان به صورت سوءزن آمده است – احساسی که خانمها نسبت به شوهرانشان دارند.

شوهر زن: زنی که شوهر خود را می زند – زن بی رحم – توصیه می شود با این زنان هیچگونه رابطه ای برقرار نشود.

شیر زن: شیر ماده – شیر وحشی – زنی با دندان ها و پنجه هایی شبیه به شیر که باید از او اطاعت شود.

ظنین : در متون تاریخی به صورت زنین آمده است – جمع مکسر زن – زنها.

کف زن: زن کار درست – خانمی که همه را در کف می گذارد.

گردن زن: زنی که گردن میزند – بی رحم ترین نوع زن – زن جلّاد.

مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما با توجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود؛

- مردی که به حرف زنش گوش می کند.

- زنی که گوش مردش را می کشد.

- مردی که گوش زنش گوشواره می کند.

نازنین : مرد – (نا + زن + این / این یارو که زن نیست) – یک نوع فحش رکیک – عبارتی برای تحقیر جنس مؤنث.

همزن: زنی که حال همه ی مرد ها را به هم میزند.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:16
+6
payam65
payam65
دوستت دارم را من دلاویزترین شعر جهان یافتم
پس دوستت دارم............
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:12
+4
Alireza
Alireza
ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت (طنز)

زنبق: در کتیبه های تخت جمشید به صورت زنبوق به کاربرده شده است – زن بوق – زن نفهم.

زنبور: در مصر باستان به زنی که دارای موهای بور و طلایی بوده با نام زنبور یاد شده است.

زنبیل: نیروی امنیتی اجتماعات زنانه – زنی که با بیل دفاع می کند – زن بیل به دست – گاهی در معانی زن کشاورز نیز آمده است.

زنجان: زن خوب – زن نایاب – سرور – همان زن است به شیوه صمیمانه – چیزی که همه مردها مجبورند بگویند.

زنجیر: زنی که مثل جیرجیرک همیشه صدا میکند – زن جیرجیرک صفت.

زنخدان (به فتح ز): زن خندان – زنی که همیشه و در همه حال می خندد.

زندان (به فتح ز): محل اجتماعات بانوان (محل تجمع جنس مؤنث) – عموماً ردیف اول کلاس.

زندان بان (به فتح ز): مرد جاهل – مردی که از زنان دانا مراقبت می کند.

زندانی (به فتح ز): (زن + دانی) زن دانا – به دلیل کمبود این نسل از زن اطلاعات زیادی از آن نداریم.

زنگوله: زنی که به راحتی گول میخورد – یا زنی که به راحتی مردی را گول می زند.

زننده: زن یک دنده – زن لجباز – زنی که روی حرف خود پافشاری می کند.

زنهار: زن حار – زن وحشی – زن زبون نفهم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:12
+6
payam65
payam65
عاشق بودن
همان است که بدانی دیگری کامل نیست
بتوانی بخشهای نا زیبا را ببینی
بر بخش هایی که دوست داری تاکید کنی
و شادمانه هردو را بپذیری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:09
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ