ebrahim
این که تو با دیگری باشی و من با خیال تو ؛
صد شرف دارد به این که
من با تو باشم و تو با فکر دیگری ....
zahra
غضنفر تو کیوسک تلفن بوده، بیرون که میاد ازش میپرسند سالمه؟ میگه: سالمه فقط آفتابه نداره !
سحر
زن و مرد جواني به محله جديدي اسباب کشي کردند.
روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسايهاش در حال آويزان کردن
رختهاي شسته است و گفت: «لباسها چندان تميز نيست. انگار نمي داند چه طور
لباس بشويد. احتمالا بايد پودر لباس شويي بهتري بخرد.»
همسرش نگاهي کرد اما چيزي نگفت.
هربار که زن همسايه لباسهاي شستهاش را براي خشک شدن آويزان ميکرد زن
جوان همان حرف را تکرار ميکرد تا اينکه حدود يک ماه بعد، روزي از ديدن
لباسهاي تميز روي بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: «ياد گرفته چطور لباس
بشويد. ماندهام که چه کسي درست لباس شستن را يادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجرههايمان را تميز کردم!»
سحر
تا بوده ، همین بوده :
همیشه دلتنگ اونی هستیم که نیست و حوصله کسی رو نداریم که هست !
بعد شکایت می کنیم از تنهایی هامون ..
hadith
شبها به وقت خواب از طرف من وجدانت را ببوس...
البته اگر بیدار بود !!!
hadith
در سطل های زباله
می جوید
شاید کسی
مقداری زندگی را
دور بیاندازد
فقط کمی!!!!!
ॐ SərViiiN ॐ
من رفتم لالا
شب بر همگی دوستان بخیر
راستی سپندار مزگان بر تمام عشقولانه های ایرانی مبارک
شب همگی نیلوفری
امیرحسین
واستا دنیا من میخوام پیاده شم - همینجا ؟؟؟ بله لطفا!! چند میشه؟ -
کجا سوار شدی؟ دهه شصت بود... - برو داداش... صلوات بفرست....
hadith
بــــه احتـــرام رفتنـــت ........... کلاهی رو که ســرم گذاشتــی بـر میـدارم...