zahra
وقتي كسي رو دوست داري حاضري جون فداش كني
حاضري دنيا رو بدي فقط يك بار نگاهش كني
به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي
رو همه چيز خط بكشي حتي رو برگه زندگي
نیوشا
دقیقا زمانی که داری توی بیخیالی همه چیو فراموش میکنی
یهو یه آهنگی،
یه نوشتهای،
یه اسمی،
یا حتی یه حرفی ...
همه خاطراتو میاره جلو چشمت ...
ali
رفتم فروشگاه ميگم سيخ داري؟
ميگه برا کباب؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا خاروندن ديافراگمم از تو دهنم مي خوام
ali
ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه ميپرسه امتحان داري؟ ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خمير بگيرم بدم دست نونوا
ali
تو هواپيما نشستم دارم دعا مي خونم بغل دستيم مي گه دعا مي کني سالم برسي؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپيما رو از نزديک ببينم دعا مي کنم سقوط کنيم
ali
از بالا در دارم ميام تو خونه بابام از راه رسيد ميگه باز تو کليد يادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگي جسمانيمو تست ميکنم امشب ميخوايم بريم سرقت!!!
سحر
ديشب در خواب ديدم ماه طلوع كرد.شب بدر بود.اهسته در بياباني بي انتها قدم
ميزدم.هيچكس انجا نبود.هيچ حسي با من نبودفكر كردم مرده ام.فكر كردم در
سرگرداني خود تا ابد اسيرم......
ولي نه عشق تو چون خورشيدي دميد وجهان تازه شد.تازه فهميدم انجا بيابان نيست دشت پر گل است.تازه فهميدم خواب نيستم بيدار بيدارم.
نیوشا
باران که می بارد تو می آیی باران گل، باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آئینه باران شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد، غصه می سوزد شب می گدازد، سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد تا شعر باران تو می گیرد
از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی
غم می کشد ما را و می بینی دل می کشد ما را تو می
?
الهی تا زمین دارد حرارت ... بکام دل بماند این رفاقت